آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٩١ - ب - نيت خوب
نيز در اينجا توجّه داريم كه امكان ندارد با تمام نتايج بهطور يكسان رفتار كنند، زيرا نتايجى وجود دارد كه ممكن است آنها را همانند غايات موضوعى ارزشمند اخلاقى بىچونوچرا به كار بگيرد، ولى نتايج ديگرى هم هست كه چيزى جز غايات ذاتى نيست؛ ممكن است مشروعيّت آنها مورد چونوچرا باشد؛ و نتايج نوع سوم نيز ذاتى است، ولى نه به عنوان نزديكترين معناى كلمه يعنى خود مذموم، و ممكن است بهطور كلّى گفته شود كه: «اين سه نوع از غايات با سه مرحله نيّت كه ما درصدد بيان آنها هستيم، مطابقت دارد.».
منظور ما از عبارت «غايت موضوعى» همان هدف و غايتى است كه دل انسان جايگاه آن را اساسا خارج ذات مىبيند و البتّه فايده آنكه ذات انسانى مىتواند از آن به دست آورد، هرگز در حساب اراده از جهت موضوعيّت آن نيست، با اينكه اين فايده مىتواند يا در همان لحظه به تنهايى محقّق گردد و يا اينكه هدف حركت ديگرى از حركات ارادى باشد.
و غايت ذاتى برعكس، عبارت از آن نتيجهاى است كه ذات انسانى از تلاش و عمل خود انتظار آن را «از جهت سودمنديش» دارد.
به راستى بالاترين قانون اخلاقى كه بايد در موضوع نيّت و ارادهاى جست كه ممكن است به صفت «پاكيزگى» توصيف شود، نه آن ارادهاى كه مزد و پاداش تلاش و كوشش خود را مىطلبد و يا مىجويد، بلكه ارادهاى كه خود را مطرح كرده و تمام كوشش خود را به كار مىبرد و آنچه در توان دارد، بىحساب صرف مىكند. اين همان ارادهاى است كه «در راه الگوى برترينش از خود فراموش مىكند.»
البتّه دانستيم كه اين برترين الگو به دو شكل مختلف بر ما عرضه مىشود كه هردوى آنها را قرآن كريم بر ما عرضه مىكند. در شكل اوّل، نيّت در كنار تكليف محض موضعگيرى مىكند و اين نيّت را يك انديشه تحريك مىكند، همان چيزى كه مىبايست از جهت آنكه فرمان آسمانى است، فرمان صادر كند: فرمانبردار خدا باش كه شايسته اطاعت است! به خاطر هدفى كه در فرمان او تجسّم مىيابد و به خاطر رسيدن به رضاى او، بدون اينكه بخواهى بفهمى چرا اين فرمان را صادر كرده است و با صرفنظر از اسباب و وسايلى كه شايسته تجويز آن فرمان است. و آن همان نخستين شكل اخلاص است.
جز اينكه شكل ديگرى با تجريد كمترى براى برترين الگو (مثل اعلى) وجود دارد كه