شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٢ - آداب المستمعين و المريدين عند فيض الحكمة من لسان الشيخ
صدقه سلطان: كنايت از انعام كه از سوى بزرگان به زير دستان داده مىشود.
(هر چند شنوندگان را ملالتى دست داده است، ليكن رسولان نبايد از اداى وظيفه خود باز ايستند. و نبايد فيض خود را از مردم باز گيرند.) ترك: استعارت از راهنما. مرد حق.
استيزه نهادن: ترك جدال كردن، مهربانى نمودن.
اسب در خندق آتش جهاندن: خود را به خطر افكندن براى رهايى ديگران. رهانيدن مردم از در افتادن در آتش دوزخ.
چشم از غير و غيرت دوختن: از خويش و بيگانه پرواى طعن و سرزنش نداشتن.
خشك و تر را سوختن: فيض را به همه رساندن.
صاحب قدم: طالب. دارنده ثبات و استقامت.
اين بيتها اشارت به وظيفه مهم مربيان و راهنمايان است كه بايد در كار هدايت بندگان سر گرم باشند، و به ملالت مستمعان وقعى ننهند و از پيمبران خاصه رسول اكرم ٦ تعليم گيرند كه بيست و سه سال در دعوت پايدار ايستاد و از آزار دشمنان و طعن مخالفان نهراسيد.
پيمبران پيش از او نيز چنان بودند. خود را براى رهايى گمراهان به هلاكت مىافكندند. اگر بعض آنان را حالتى دست مىداد كه از هدايت مردم نوميد مىشدند (نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٠٧٧/ ٣) آن نوميدى را به هيچ مىشمردند و به خدا پناه مىبردند، و چنان در حق محو مىگرديدند كه خودى از آنان مىرفت.