شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٤٧ - مكرر كردن قوم اعتراض ترجيه بر انبيا
مأخذ: دام، گرفتارى.
مشتها: مطلوب.
منكران پيمبران به جاى آن كه در خود و كردار خود بنگرند، پيمبران را تخطئه مىكنند كه شما آمدهايد ما را از لذتها باز داريد. قرآن كريم از زبان اين جمع چنين گويد: «گفتند شما جز آدميانى چون ما نيستيد، و خدا چيزى نفرستاده، شما جز دروغگويان نيستيد.» پيمبران گفتند: پروردگار ما مىداند ما به سوى شما فرستاده شدهايم و جز رساندن پيام روشن چيزى بر ما نيست. آنان گفتند ما شما را به فال بد مىگيريم اگر باز نايستيد سنگسارتان مىكنيم و از ما عذاب سخت به شما مىرسد.» (يس، ١٣- ١٨) و در داستان ثمود مىفرمايد: «گفتند ما تو و همراهانت را به فال بد گرفتيم.» (نمل، ٤٧) و اين سيرت مردمى است كه زندگانى را در لذتهاى دنيوى مىدانند و پيمبران خدا آنان را به زندگانى حقيقى مىخوانند. حقيقت بينان مىپذيرند و كور دلان به گوش نمىگيرند. قرآن كريم از اين مردم چنين خبر مىدهد: كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ: مردم يك امّت بودند خدا پيامبران را بر انگيخت نويد دهنده و بيم دهنده. (بقره، ٢١٣) (براى آگهى بيشتر نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٣٩٨/ ٢)