شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٧ - تضرع آن شخص از داورى داود
مىدهد هاتف غيبى باشد، و اين تعبير گرفته از شرح بعض شارحان هندى است. مىتوان گفت «يكى» تعبير از حالت درونى است و گريبان گرفتن تعبيرى است از «صَحو» بعد از «محو» كه براى داود (ع) دست داده است. نظير:
|
گفت هين در كش كه اسبت گم شد |
عكس حق لا يستحى زد شرم شد |
|
٣٥٤٤/ ١ داود (ع) با وحى الهى كه از جانب خداوند به پيمبران مىرسد، از حقيقت كار آگاه بود. حالى كه مردم از روى ظاهر داورى مىكردند و او نيز از آغاز، حكم به ظاهر داد كه گاو از آن خداوند گاو است و مال اوست چرا كه يَد اماره است و كشنده هيچ أمارهاى كه دليل بر ملكيت او باشد در دست نداشت. سپس مولانا از زبان داود (ع) بدين علم ناقص اشارت مىكند و آن را كاشف حقيقت نمىداند و مىگويد به حقيقت وقتى مىرسى كه به سوى حق روى و خود را در او فنا كنى. چنان كه وى براى كشف واقع به نماز رفت تا به مردم تعليم دهد كه بايد به حق پيوست تا از شك رست. و اينكه در آغاز و به ظاهر از كشنده گاو دليل مىخواهد براى آن است كه ناقصان را بياموزد، تا به آن علم دست نيافتهاند، بايد اين علم را چراغ راه قرار دهند.