شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٨٨ - آگاه شدن پيغامبر
حافظ پيراهن: در قرآن كريم از او به «بشير» تعبير شده است. (يوسف، ٩٦) مفسران نوشتهاند يهودا پسر يعقوب بود و نوشتهاند نام او مالك بن ذعر بود. (نگاه كنيد به: تفسير ابو الفتوح رازى) عنان آسمان: آن چه از آسمان به نظر آيد. (منتهى الارب) تا آن جا كه چشم عمق آسمان را ببيند.
لوح غيب دان: كنايت از اخبار آسمانها كه شياطين در جست و جوى دانستن آن بودهاند.
سِر: كنايت از وحى الهى.
نَجمِ ثاقب: ستاره روشن. اشارت است به آيه شريفه: إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ. (صافات، ١٠) سِر از احمد ستاندن: از او تعليم گرفتن. (فرشتگان ديوان را گويند شما را در آسمان راه نيست اگر اسرار غيب خواهيد نزد پيغمبر رويد.) به دكان دويدن: كنايت از پى سود دنياوى رفتن.
از نبرد: كنايت از پيروزى بر اسيران.
ايشان: اسيران.
مَكين: داراى منزلت و رتبت.
اشتر بر ناودان: لغزان و ناپايدار كه هر لحظه بيم افتادن آن باشد.
طشت از بام افتادن: بيشتر به معنى رسوا شدن است، ليكن در اين بيت به معنى خرد شدن و نابود گشتن است.
كُلُّ آتٍ آت: (مثل) هر آمدنى مىآيد. (تا از قيد تن رهيدم به حقيقت رسيدم.) آدم و حوّا نرسته: اشارت است به حديث معروف. مردى از رسول ٦ پرسيد: «مَتَى جُعِلتَ نَبِيّاً قالَ وَ آدمُ بَين الروح و الجسد.» (احاديث مثنوى، ص ١٠٢، از مسند احمد) «كنت نبيا و آدم بَين الماءِ و الطين.» (بحار الانوار، ج ١٦، ص ٤٠٢) منكوس: سر نگون.
عُمدُ: جمع عماد: ستون. اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها. (رعد، ٢، و نگاه كنيد به: سوره لقمان، آيه ١٠)