شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩ - قصه اهل سبا و طاغى كردن نعمت ايشان را
قصّه اهل سبا و طاغى كردن نعمت ايشان را
[١]
|
تو نخواندى قصّه اهل سبا |
يا بخواندى و نديدى جز صدا |
|
|
از صدا آن كوه خود آگاه نيست |
سوى معنى هوش كُه را راه نيست |
|
|
او همى بانگى كند بىگوش و هوش |
چون خمش كردى تو، او هم شد خموش |
|
|
داد حق اهل سبا را بس فراغ |
صد هزاران قصر و ايوانها و باغ |
|
|
شكر آن نگزاردند آن بد رگان |
در وفا بودند كمتر از سگان |
|
ب ٢٨٦- ٢٨٢ اهل سبا: سبائيان سلسلهاى بودند كه بر ناحيتِ جنوبى عربستان (آن جا كه امروز دو يمن شمالى و جنوبى را تشكيل مىدهد) حكومت مىكردند، امّا دامنه حكومت آنان گستردهتر بود. مردم اين منطقه كه آن را يمن نام نهادهاند به خاطر برخوردارى از بارانهاى موسمى، و هم به خاطر شبكه آبيارى، در رفاه به سر مىبردند. كُندر كه محصول مهم آن سرزمين بود از راه اقيانوس هند به كشور هندوستان، و از راه درياى سرخ به اروپا مىرفت و در معبدها سوخته مىشد. سپس بر اثر ويرانى سد شبكه آبيارى به هم خورد و نيز بر اثر دستاندازى حبشيان بدان سرزمين أمنيت از آن جا رخت بر بست. ناچار گروههايى از مردم آن، به سرزمين عراق، حجاز، و شام رفتند. (نگاه كنيد به: تاريخ اسلام، مخصوصاً تاريخ تحليلى اسلام، تأليف نگارنده) به مردم سبا و ويرانى سد بر اثر سيل در قرآن كريم اشارت شده و سوره سباء، سوره سى و چهارم قرآن است.
صدا: انعكاس آواز در كوه، گنبد، و مانند آن. پژواك. در اين بيت مقصود از صدا تأثر
[١] -در نسخه اساس، زير عنوان اصلى، اين عنوان نوشته شده است: و در رسيدن شومى طغيان و كفران در ايشان و بيان فضيلت شكر و وفا