شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٧٥ - حكايت استر پيش شتر كه من بسيار در رو مىافتم و تو نمىافتى الا به نادر
نَما: روييدن.
تعليم كردن روح جذب اجزا را: جنين هنگامى جذب غذا تواند كرد كه روح در او دميده باشد، و روح از جانب خدا در جنين دميده شده است. هر گاه روح كه مخلوق است به امر او جذب اجزا كند، چگونه خالق روح جذب اجزا نتواند كرد. و چگونه نتواند روز رستاخيز آن اجزاى پراكنده را فراهم سازد. (براى روشنتر ساختن چنين امكان داستان بعد را عنوان مىفرمايد.) شاه فرد: حضرت حق جل و علا. (هر گاه روح كه آفريده خداست در بدن جذب اجزا مىكند، چگونه خالق روح جذب اجزا نتواند كرد؟) خورشيد جامع ذرّهها: دميدن روح در ماه چهارم است از سقوط نطفه در رحم و در اين ماه تدبير با آفتاب بود كه رئيس ستارگان است و نفس آن روح عالم است و او مستولى بر همه موجودات مادون فلك قمر بود. (رسائل اخوان الصّفا، ج ٢، ص ٤٢٣) ربودن اجزا: فاعل «ربود» در نيم بيت دوم خداست. نه خورشيد (چنان كه بعض شارحان نوشتهاند) و اشارت است به ديگر بار زنده شدن آدمى پس از مرگ. چنان كه در داستان خر عزير به تفصيل بيشتر گويد و مضمون اين بيتها تفسير گونهاى است از آيه: يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ. (حج، ٥) آن زمانى كه در آيى تو ز خواب: تشبيهى است حشر مردگان را در قيامت به برخاستن خفته از خواب چنان كه در قرآن كريم است: اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى. (زمر، ٤٢)
|
از عدمها سوى هستى هر زمان |
هست يا رب كاروان در كاروان |
|
|
خاصه هر شب جمله افكار و عقول |
نيست گردد غرق در بحر نُغُول |
|
|
باز وقت صبح آن اللّهِيان |
بر زنند از بحر سر چون ماهيان |
|
١٨٩١- ١٨٨٩/ ١ عُد: باز گرد.