شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧٢ - مهلت دادن موسى
روز بازارى بود و گفتهاند روز نوروز بود. (تفسير ابو الفتوح رازى) موافق عاشورا و گفتهاند شنبه بود. (كشف الاسرار، ج ٦، ص ١٤١) از بيت ١٠٨٦ بر مىآيد موعد، «تابستان» بوده است و بايد چنين باشد تا ساختههاى ساحران بر اثر تابش آفتابِ تند به جنبش در آيد.
اژدها اندر عقب: مقصود عصاست كه چون در محضر فرعونش انداخت اژدها شد. (نگاه كنيد به: بيت ١٠٦٥/ ٣) مُحِب: دوستدار.
سم: در پندار پيشينيان اژدها را دست و پا بوده است.
سنگ و آهن را: چون دم به درون مىكشيد هر چه بود از جمله سنگ و آهن فرو مىبرد. «عصا بر آورد و بر زمين زد. در ساعت مارى عظيم گشت و از دهان وى آتش جست و روى به فرعون نهاد و خواست كه تخت فرعون را فرو برد. بجست و پايش بماند نگون سار از تخت بر آويخت. (قصص الأنبياء جويرى، ص ١٠٠) بالاى برج: نيكلسون گويد اشارت است به برج فلك و اژدهايى كه مىگويند موجب ماه گرفتگى مىشود. ليكن مقصود از برج، برجى است كه فرعون ساخته بود: «و كوشك او را چهار صد گز بالا بود بفرمود تا تخت او را بر بالاى آن كوشك نهادند.» (قصص الأنبياء جويرى، ص ١٠٣) گرج: گرجى. مردم گرجستان.
كفك: كف.
جُذام: بيمارى معروف، خوره.
ژغژغ: (اسم صوت) آواز.
دل شكستن: كنايت از هراساندن.
مجتبى: گزيده. موسى (ع).
شدق: كنج دهان از جانب درون.
اى عجب چون: شگفتا، چرا؟
ذُكا: خورشيد.
سَمَن: ياسَمن. گل معروف.