شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٤ - تفسير و لتعرفنهم فى لحن القول
آمده است.
مىزنى دستى بر آن كوزه: ابن ابى الحديد اين فقره را جزء سخنان منتسب به امام على (ع) آورده است: «كَما تُعرَفُ أوانِى الفَخّارِ بِامتِحانِها بَاصواتِها فَيُعلَمُ الصّحِيحُ مِنها مِن المَكسُورِ كَذلِكَ يُمتَحَنُ الإنسانُ بِمَنطِقِه فَيُعرَفُ ما عِندَهُ: چنان كه كوزههاى كوزه گران به آواز آزمايش شوند و درست آنها از شكسته دانسته شود، همچنين آدمى به گفتار آزموده گردد و شناسند نزد او چيست.» (شرح نهج البلاغه، ج ٢٠، ص ٢٩٤) طنين: آواز.
چاووش: آن كه پيشا پيش مركب شاه مىرفت و آمدن او را اعلام مىداشت. آن كه پيشا پيش قافله زائران بانگ بر مىداشت و شعر مىخواند و آمدن يا رفتن زائران را خبر مىداد. (چنان كه بانگ چاووش آمدن شاه يا مسافر را اعلام مىدارد، بانگ كوزه شكسته چگونگى كوزه را معلوم مىسازد.) تصريف كردن: از مصدر صيغههاى فعل ماضى، مضارع و امر و صفت ساختن. صيغههاى فعل سهگانه باز گوى معنى مصدر است به استناد آن معنى به فاعل. پس به حقيقت فعلها چون چاووش كه از قافله خبر دهد از معنى مصدر آگاهى مىدهند كه فعل چيست و فاعل آن كيست. آدمى هر چند كوشد تا درون خود را از ديگران پوشيده دارد، گفتارش حقيقت را آشكار نمايد كه:
|
آدمى مخفى است در زير زبان |
اين زبان پرده است بر درگاه جان |
|
|
چون كه بادى پرده را در هم كشيد |
سِرّ صحن خانه شد بر ما پديد |
|
٨٤٦- ٨٤٥/ ٢ در سخنان على (ع) است «ما أضمَرَ احَدٌ شَيئاً إلَّا ظَهَرَ فِى فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجهِهِ: هيچ كس چيزى را در دل نهان نكرد، جز كه در سخنان بىانديشهاش آشكار گشت و در صفحه رخسارش پديدار.» (نهج البلاغه، كلمات قصار: ٢٦).