شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١٥ - چرب كردن مرد لافى لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بيرون آمدن ميان حريفان كه من چنين خوردهام و چنان
آن چه دارى وانما: نفاق و دو رويى را به يك سو نه. راستگو و راست كردار باش.
فَأستَقِم: گرفته از قرآن كريم است فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ: پس استوار باش چنان كه فرمان داده شدهاى و هر كه توبه كرد با تو، و ستم مكنيد كه او بدان چه مىكنيد بيناست. (هود، ١١٢) نقد: كنايت از فتوح و حالتى كه گاه به سالك دست دهد و او را خوش دارد.
حَين: مرگ.
يُفتَنُون: گرفته از قرآن كريم است أَ وَ لا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لا يَتُوبُونَ وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ: آيا نمىبينند كه آنان در هر سال يك بار يا دو بار آزموده مىشوند، پس نه توبه مىكنند و نه پند مىگيرند. (توبه، ١٢٦) به كمتر امتحان خريدن: اگر رياضتى مختصر تحمل كردى- چنان كه اندك حرامى را ترك نمودى يا اندك عبادتى آوردى- مپندار كه به كمال رسيدهاى خود را براى آزمايشهاى سختتر آماده كن.
راست رفتارى از صفتهاى مردان خداست. آن كه راست رود، رستگار است و آن كه كژ بازى كند، سرانجام رسوا و گرفتار و دل مردان خدا كج و راست را محك و معيار.
|
هر كه را در جان خدا بنهد محك |
هر يقين را باز داند او ز شك |
|
٣٠٠/ ١ در پيشگاه مردان خدا همان به كه عيب خود باز گويى و از آنان يارى جويى، و گر نه بارى خموشى به از آن كه در مكر و دغل كوشى. راه دشوار است و در هر منزل آزمايشى در كار است اگر عنايتى به تو رسيد و نصيبهاى قسمتت گرديد، مبادا فريفته شوى و خود را از سالكان راستين به شمار آرى. چنان كه در داستان آينده خواهيم ديد.