آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧١٣ - ٣ - روزه
انفعال است، نه فعل.
ليكن گاهى به ما مىگويند: هرگاه چيزى ممكن نبود كه موضوع مستقيم تكليفى باشد، ولى ممكن است كه آن را به وسيله عمل مشخّصى تحقّق بخشد و صلاحيّت براى اقامه آن تكليف را داشته باشد. در اين صورت امكان دارد كه با اين عبارات روزه را بيان كرد: «بر وجودت رنج گرسنگى و تشنگى را با خوددارى از آب و غذا در خلال ساعات معيّنى بچشان!».
در پاسخ مىگوييم كه اگر جريان از اين قرار بود كه هرگز وسيلهاى براى طاعت و عبادت در اختيار كسى نبود كه احساس اين محروميّت محدود را نمىكرد تا وقتى كه ادامه روزهدارى افزون بر ساعات مشخّص حرام است، همانطورى كه افطار روزه پيش از موعد حرام است. و هرگاه دانستيم، آن افرادى كه قانون را با اخلاص رعايت مىكنند، در طاعت و عبادتشان برابرند، با صرفنظر از عكسالعمل مخصوص جسمىشان، بهطور بديهى نتيجه مىگيريم كه رنج و زحمت بدنى به عنوان جزء واجب- بهطور مستقيم يا غيرمستقيم- داخل در حساب نيست.
واقعيّت مطلب اين است كه تكليف چيز ديگرى است، ولى گاهى بهطور تصادفى ارتباطى با رنج و زحمت پيدا مىكند. ولى كوششى كه ما در اينجا راجع به آن صحبت مىكنيم، اساسا يك طبيعت اخلاقى دارد، نخست و پيش از هرچيزى ورزشى است كه براى اراده انسانى فرض شده است تا از آن طريق به مقدارى از نظمپذيرى و پايدارى در خضوع و سر فرود آوردن در برابر اراده الهى دست يازيم.
و چون اراده ما از لحاظ سيطره داشتن بر بدن استقلال دارد، ولى- اگر تعبير درستى باشد- در برابر آفرينندهاش نايب رئيس است، زيرا وظيفه آن هماهنگسازى بين اين دو جريان است كه يكى را تابع ديگرى نمايد و بهترين كارش در پاىبندى آن به ايفاى نقش واسطه نهفته است كه جايگاه خودش را بداند، و بهترين وضعيّتش در دگرگونسازى اين نظام اصلى است كه در آن صورت به پايينترين مرتبه تنزّل مىيابد و برده شهوات و هوا و هوس مىگردد.
و براى آسانسازى اين مشكل، نشانى و علامت برگزيده بسيار ساده، نظام غذايى است كه در هر سال به مدّت يك ماه پىگيرى مىشود و اين نظامى است كه ساعتها را نظم مىبخشد، بدون اينكه با كموكيف غذايى تماس داشته باشد، چون طلوع فجر فرامىرسد، روزهدار از ردو بدل كردن هرچيزى در خلال روز خوددارى مىكند و پس از غروب آفتاب همهچيز مباح