آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٧٠ - ١ - وضع قبلى اين مشكل
مىبينيم دو روش در قلم يك نويسنده پشتسرهم به كار رفته است،[١]
و در اين صورت جز كتابهاى انسانى محض، كتابى نيست كه نويسندگان آنها خود را به زحمت انداخته و ثمرات دقّتنظرها و بررسىهاى فلسفى خويش را به وديعت نهاده باشند؛ در حالىكه در اين آثار، يا بهطور كلّى نصّ قرآنى ابراز نشده و يا اينكه با صفت ثانوى- به گونه ديگرى- وانمود شده است.
بدين ترتيب، اخلاق قرآنى موضوع اصلى تحقيق و بررسى مسلمانان و يا مستشرقان- چه از جنبه نظرى و چه از جنبه عملى- نبوده است. و من تصوّر مىكنم كه لازم است برخى مرزبندىهاى ديگر را به اين تأكيد مزدوج اضافه كنيم، تا كار با دقّت بيشترى انجام گيرد و از هر نوع شبهه و پيچيدگى بركنار باشد.
ما از ابتدا چنين ادّعايى را نداريم كه تحقيقات ما در ميدان اخلاق نظرى در گسترهاى وارد شده است كه هيچكس پيش از ما به آنجا نرسيده است، زيرا دانشمندان اسلامى از همان دورههاى اوّليّه ذوق و قريحه خود را در اين موضوع به كار انداختهاند؛ (مثلا) دانشمندان كلام و دانشمندان اصول همگى درباره معيار خير و شّر (و يا برحسب تعبير خودشان درباره مسئله حسن و قبح)[٢]، انديشيدهاند.
و فقها نيز درباره شرايط مسئوليّت و علماى اخلاق و صوفيّه در اثربخشى تلاش و كوشش و خالص نمودن قصد و نيّت، تفكّر و تدّبر نمودهاند. اينك ما با صرفنظر از اينكه اين افكار و انديشهها در مذاهب مختلف، كموبيش با اخلاق تماس داشته يا خير، و يا همچنان پراكنده مانده است و هيچگاه به جنبه نظرى اخلاق- به مفهوم خاصّ خود- توجّه ويژهاى نشده است، بحث را دنبال مىكنيم. زيرا نظريّه اخلاقى كه اين بزرگان- حدّاقل در بيشتر موارد- مطرح
[١] - اين مطلب به صورت بسيار كاملتر از ديدگاه اصفهانى، در كتاب« الذّريعه» وانمود مىشود؛ و در همان راستا از ديدگاه غزالى در بسيارى از كتابهايش بهويژه در موسوعه اسلامى وى« احياء علوم الدّين» خودنمايى مىكند.
كتاب المحجة البيضاء فى احياء الاحياء، شرح كتاب غزالى اثر حكيم متألّه فيض كاشانى در هشت مجلّد توسّط اين جانب و همكاران به فارسى ترجمه شد و در بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى با نام راه روشن چاپ و منتشر شده است.- م.
[٢] - در علم كلام بين دانشمندان اختلافى است كه آيا حسن و قبح عقلى است- چنانكه عدليه معتقدند- و يا شرعى است- آن طورى كه اشاعره مىگويند- به كتابهاى كلامى مراجعه كنيد.