آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٠٧ - ج - بىهدفى نيت
به آرمانها و با احساس نسبت به امور بيمناك، به جانب احساس وظيفه گرايش خواهد يافت.
به اين ترتيب، موقعى كه حواسّ آدم نسبت به وظيفه و با نياز به امنيّت جمع شود و اين دو در دل انسان بدون تفرقه جارى باشد، زمانى كه فطرت بجنبد، ديگر نيرويى در روى زمين نخواهد بود كه بتواند مانع آثار اين پيوند دائمى گردد؛ زيرا چگونه يك قانون عادلانه مىتواند محصولى را كه بذر آن را در دل به وديعت نهادهاند، حرام سازد؟
امّا براى اينكه از نظر عقلى به اين مطلب برسيم:
گاهى مىگويند: با انگيزه خوف از عذاب، دورترين چيزى است كه بتواند مبدأ يك عمل ارزشمند اخلاقى گردد. و ما نخستين كسى هستيم كه موافق اين نظريم، ولى آيا اين انگيزه، در حقارت خود با حيلهگرى، چاپلوسى، نخوت و فخرفروشى برابر است؟ ... و آيا ممكن است كه ما احساس ترس از خدا را در سطح احساس ترس از مردم قرار دهيم؟ آيا لازم نيست كه دستكم بين اين ترس ما فرق بگذاريم، به اين ترتيب كه ترس از مردم حكايت از دورويى و ترسويى مىكند و باعث قانونشكنى است، در آنجا كه موضوع اين ترس قابل دسترسى نباشد؟
امّا در مورد آنچه كه مربوط به سعادت آينده مىشود، گاهى مىگويند: آن قضيه، قضيّه روزىخوارى و طمع در مزد و پاداش است.
آرى، بديهى است كه توجّه به محبّت خالصى كه از هرچه جز ذات محبوب است، باز مىدارد، و باوجوداين كيست كه معتقد نباشد كه مجرّد قبول اين صفت و چنين چشمپوشى از مالى كه در اختيار دارد و مورد تأييد و استحقاق فورى او است، نظير خوشبختى نامشخّص و نامؤكّد در سطح فردى، دور و بسيار دور است، به حدّى كه پيش از رسيدن به اين خوشبختى بايد شخص بميرد و بار ديگر به زندگى برسد (تا از اين خوشبختى برخوردار شود!). مىگويم: كيست كه معتقد نشود كه در همه اينها ارتقاء به مرتبه فوق غريزه حيوانى مربوط به زمان حاضر، و رسيدن به سطح مرتبه اخروى است و خود برهانى بر داشتن صفات برتر از قبيل صبر و پايدارى، سيطره بر نفس و وسعت عقل و خرد و به يك كلمه دليل بر وجود نوعى از الگويى و مثالى است؟
گاهى مىگويند: آن بينش و آگاهى دوچندان است.
ولى آن، دوچندان عجيب و مضاربه شگفتآورى است! هيچ حساب احتمالى بدون دخالت ايمان نمىتواند، آن را محاسبه كند و در اين صورت آن ايمان چيست- در مورد كسى كه نسبت به