آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٠١ - ج - بىهدفى نيت
عايدمان مىشود، اعلام انگيزه حقيقى عمل، به مقدار بهرهمنديمان از تجربههاى گذشته، نسبت به مرتبه زنهارى است كه در رفتارمان به كار بردهايم، براى روبهرو شدن با وظايف و تكاليف دقيقمان. بنابراين؛ اگر من حالت خويشتندارى داشتهام، مقدارى از نظم و انتظام در رقابت با شهوات و كنترل آنها را به دست آوردهام و من مىتوانم به قدر يك احتمال حكم كنم كه اعتبار قانون درحال اباحه همان است كه حاكم بر رفتار من است و نيازهاى مرا محدود مىسازد؛ و امّا اگر من در حالت كشمكش و درگيرى بين وظيفهام و هواى نفس قرار گرفتم، اعتراف مىكنم كه غالبا هواى نفس مسلّط مىشود، و براى من ثابت شده است كه در صورت اتّفاق وظيفه با خواست انسان. طبيعت نيز در نظر من حاكم بوده و حرف خودش را به كرسى مىنشاند.
البتّه قرآن كريم بهقدر كافى اين موضعگيرى متزلزل و رسوايى آن را توصيف كرده است. و آن موضعى است كه بيشتر وقتها در برابر شرع چهره عوض مىكند؛ گاهى تسليم شرع است و گاهى فاصله مىگيرد! به پيروى از اينكه چه به دست مىآورد و يا از دست مىدهد از اشباع كردن نيازهاى خودخواهىاش را. از اينرو خداى سبحان مىفرمايد: «وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.»[١].
هرگز ... بنابراين، سلطه تكليف نسبت به خواستههاى نفسانى ما بايد مطلق بلاشرط باشد، و راهى پيشروى ما جز اين نيست كه از روى ميل و يا بىميلى بدان اعتراف كنيم: «إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا.»[٢].
و اين شعار ثابت مؤمنان است در برابر اوامر گوناگون خدا و پيامبرش «شنيديم و مطيع فرمانيم.».
[١] - نور( ٢٤) آيههاى ٤٧- ٥٠: و هنگامى كه از آنها دعوت شود كه به سوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميان آنان داورى كند، گروهى از آنها روىگردان مىشوند، ولى اگر حق داشته باشند( و داورى به نفع آنان شود)، با سرعت و تسليم به سوى او مىآيند، آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا( اگر بيمارى نفاق بر دلهاى آنها چيره نشده) به راستى در شكّ و ترديدند، يا مىترسيدند كه خدا و رسولش بر آنها ظلم و ستم كند؟ بلكه آنها خود ستمگرند؟
[٢] - نور( ٢٤) آيه ٥١: سخن مؤمنان، هنگامى كه به سوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، تنها اين است كه مىگويند: شنيديم و اطاعت كرديم.