آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٧٦ - ب - نيت خوب
شريفه درآنباره نازل شده است: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ.»[١]، و نيز نمونه برجستهاى از اين ايثار و از اين ديگرخواهى در روايتى به ما رسيده است كه مالك در «موطّأ» خود نقل كرده، مىگويد:
«از عايشه همسر پيامبر ٦ نقل كردهاند كه مستمندى از او كمك خواست و او روزهدار بود و جز يك گرده نان در خانه چيزى نداشت. به كنيزش گفت: آن گرده نان را به او بده! كنيز گفت: جز اين يك نان چيزى براى افطار شما نيست. عايشه گفت: بده! كنيز گفت: من نان را بردم و به فقير دادم ...»[٢].
به اين ترتيب مىبينيم كه اين نفوس شريفه و اشخاص بزرگ چه هدفى داشتهاند، توجّه به منافع مشروع در زندگى مادّى، آنها را وادار نكرده بود تا ناگزير اقدام به چنين كارى كنند و يا آن چه را كه در اختيار داشتند، به كار بندند. البتّه آنان در بالاترين پلّكان نردبان اخلاقى قرار داشتند، بهطورى كه هيچ وسيلهاى از وسايل مادّى نمىتوانست آنان را از آن جايگاه بلند پايين بياورد، حتّى اگر در شكل مناسب و يا دعوت به خير اخلاقى از نوع شايعه و برتر هم بود!
مگر اينكه آن دعوت يك تكليف مىبود، به اين معنى كه جريان حفظ حيات به معناى دقيق كلمه بدان بستگى داشت كه در آن صورت در نهايت فرود از آن جايگاه خود فضيلتى براى ايشان بهشمار مىآمد، ولى آن هم به مقدار ضرورت مشخّص و در نهايت حدّ لازم، سپس بار ديگر به جايگاه اصلى خود برمىگشتند.
[١] - حشر( ٥٩) آيه ٩: و آنها را بر خود مقدّم مىدارند، هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند.
[٢] - ر ك: موطّأ مالك: ٢/ ٩٩٧، حديث ١٨١٠؛ تفسير قرطبى: ١٨/ ٢٦؛ شعب الايمان: ٣/ ٢٦٠، حديث ٣٤٨٢؛ التّرغيب و التّرهيب: ٢/ ٨، حديث ١٢٨٦؛ شرح زرقانى: ٤/ ٥٤٢.