آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٧٥ - ب - نيت خوب
اين است حال و احوال جماعتى كه معروف به «اصحاب الصّفّه»[١] هستند كه قرآن در اين آيه به آنان اشاره فرموده است: «لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً.»[٢] و از جمله حالات نمونه در بين اين افراد، حالت [برخى از ياران پيامبر ٦ است]. و برخى از ايشان نيز كسانى بودند كه فرصت استفاده از نصيب خود را در تقسيم اموال عمومى داشتند و خود آنها دست اندركار توزيع آن اموال بودند، ولى به دليل اهمّيّت ندادن به اين امور خودشان را فراموش مىكردند. كه چنين مواردى براى عايشه امّ المؤمنين اتّفاق افتاد.
و بالاخره كسانى از آن جمله بودند كه هيچ ترديدى در كار خود نداشتند و با آگاهى كامل بر نتيجه عملشان، به برادران دينى مىبخشيدند آنچه را كه خود به آن نيازمند بودند[٣]، و اين آيه
[١] - اصحاب الصّفه، فقراى مهاجران بودند و كسانى بودند كه منزلى براى سكونت در اختيار نداشتند و در زير سايبانى كنار مسجد مدينه سكونت يافته و منزل گرفته بودند. ر ك: لسان العرب: ٩/ ١٩٥؛ مجمع البحرين: ١/ ٧٠؛ تاج العروس: ٣/ ٤٧٣.
[٢] - بقره( ٢) آيه ٢٧٣: بايد براى كسانى باشد كه در راه خدا، محصور شدهاند، همانها كه نمىتوانند سفرى كنند، كسانى كه افراد نادان و بىاطّلاع آنها را از شدّت عفاف، غنى مىپندارند، آنها را از چهرههايشان مىشناسى، هرگز چيزى با اصرار از مردم نمىخواهند.
[٣] - زيباترين و برجستهترين و بلكه بىنظيرترين نمونه ايثار كسانى هستند كه سوره مباركه« هَلْ أَتى» سند بزرگ فضيلت آنهاست؛ تفسير نمونه،( در شأن نزول آيه پنجم سوره دهر) آمده است:« ابن عبّاس مىگويد: حسن و حسين عليهما السّلام بيمار شدند، پيامبر ٦ با جمعى از ياران به عيادتشان آمدند، و به على ٧ گفتند: اى ابو الحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مىكردى؟ على ٧ و فاطمه عليها السّلام و فضّه كه خادمه آنها بود، نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند، سه روز روزه بگيرند. چيزى نگذشت كه هردو شفا يافتند، درحالىكه از نظر مواد غذايى دست خالى بودند، على ٧ سه من جو قرض نمود و فاطمه عليها السّلام يك سوم آن را آرد كرد و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد، و گفت:« السّلام عليكم يا اهل بيت محمّد ٦! سلام بر شما اى خاندان محمّد! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم، غذايى به من بدهيد.» آنها همگى مسكين را بر خود مقدّم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند. روز دوم را همچنان روزه گرفتند و موقع افطار، وقتى كه غذايى را آماده كرده بودند( همان نان جوين)، يتيمى بر در خانه آمد، آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند،( بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را نيز روزه گرفتند). در سومين روز اسيرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد، باز سهم غذاى خود را به او دادند. هنگامى كه صبح شد، على دست حسن و حسين را گرفته بود و خدمت پيامبر ٦ آمدند.
هنگامى كه پيامبر آنها را مشاهده كرد، ديد از شدّت گرسنگى مىلرزند! فرمود: اين حالى را كه در شما مىبينم، براى من بسيار گران است، سپس برخاست و با آنها رفت. چون وارد خانه فاطمه شد، ديد در محراب عبادت ايستاده و از شدّت گرسنگى شكم-- او به پشت چسبيده و چشمها به گودى نشسته، پيامبر ناراحت شد، در اين هنگام جبرئيل نازل شد و گفت:« يا محمّد! اين سوره را بگير، خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مىگويند، سپس سوره« هَلْ أَتى» را بر او خواند». بعضى گفتهاند: هيجده آيه آن در اين موقع نازل گشت. در الغدير پس از نقل اين حديث از ٣٤ نفر از علماى معروف اهل سنّت نام مىبرد كه اين حديث را در كتابهاى خود نقل كردهاند. پس اين حديث در ميان اهل سنّت مشهور، بلكه متواتر است. امّا علماى شيعه اتّفاق نظر دارند كه اين هيجده آيه يا مجموع سوره در ماجراى فوق نازل شده و همگى در كتب تفسير يا حديث به عنوان يكى از افتخارات و فضايل مهمّ على ٧ و فاطمه زهرا و فرزندانشان عليهم السّلام آوردهاند( برگزيده تفسير نمونه؛ ج ٥/ ٣٥٣- ٣٥٤)- م.