آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٥٦٨ - ب - نيت خوب
مىدهد، قرار دهد: «وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ.»[١]، «وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً.»[٢]. «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي.»[٣]، «وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ.»[٤] و آيات بسيار ديگر، ولى قرآن مجيد از اوّل تا آخرش ما را به سوى اين هدف متوجّه مىسازد. زيراكه اين دستور مهمّى است كه آدميان را از اين جوّ زمينى جدا نموده و نظر آنان را به سوى آسمانها جذب مىكند. بهطورى كه ممكن است گفته شود كه سيطره اين تفكّر الهى همان چيزى است كه حاكم بر خطابهاى قرآنى است.
براى اينكه ما بدان قانع شويم، چارهاى نداريم جز اينكه اين كتاب شريف را باز كنيم، به هر صورتى كه اتّفاق افتاد، نمىگويم: كه هيچ صفحهاى پيدا نمىشود و بس، بلكه يك سطر يافت نمىشود كه بهطور متوسّط در آن ياد خدا- اسم، يا ضميرى كه به خدا برمىگردد و يا برخى از صفات او- وجود نداشته باشد.[٥]
در اين صورت، نسبت به شخص قارى قرآن، امكان فراموشى عميق و يا حتّى غفلت طولانى وجود ندارد، تا وقتى كه كوبهها و نغمههاى اين عالم روحانى در گوشهايش طنينانداز است و پيوسته خاطرنشانش مىكند، تا او را به جانب منبع نخستين نيرو و نور برگرداند، و ما گمان نمىكنيم كه تمرينى رساتر و پراثرتر از اين وجود داشته باشد، تا همچنان به بيدارى و هوشيارى خود باقى بمانيم و تا نيّتمان را پاك و پاكيزه سازيم.
[١] - بقره( ٢) آيه ٢٧٢: و نبايد انفاق كنيد، مگر به خاطر خشنودى خدا.
[٢] - نساء( ٤) آيه ١١٤: و هركس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد.
[٣] - طه( ٢٠) آيه ١٤: من« اللّه» هستم، معبودى جز من نيست، اكنون( كه چنين است) تنها مرا عبادت كن! و نماز را برپاى دار، تا هميشه به ياد من باشى!
[٤] - روم( ٣٠) آيه ٣٩: آنچه به عنوان ربا مىپردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد، نزد خدا فزونى نخواهد يافت و آنچه را به عنوان زكات مىپردازيد و تنها رضاى خدا را مىطلبيد( مايه بركت است و) كسانى كه چنين مىكنند، داراى پاداش مضاعف هستند.
[٥] - واقعيّت آن است كه اين كتاب در صفحات پانصدگانهاش- كه معمولا فراهم مىآيد- نمودارى را كه از نام خدا برشمردهايم، بالغ بر( ١٠٦٢٠) مرتبه، يعنى كلمه« اللّه» در هر صفحه پانزده خطّى بهطور متوسّط بيست مرتبه آمده است و تنها سى و دو صفحه است كه در هركدام از آنها ياد خدا و ذكر« اللّه» كمتر از ده مرتبه ذكر شده است.