آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٣ - مقدمه به قلم استاد
جز اينكه اين آموزش مثبت، همچون عملى ناخواسته و يا بدون هيچ مصلحت و دليلى، بر ما القا نشده است كه بعدها رنگ شرعى گرفته باشد، بلكه درست برعكس، با داشتن دو ويژگى نصيب ما شده است: از طرفى، دلهاى ما را مخاطب قرار داده تا موافق خواست قلبى ما باشد، و از طرف ديگر بالاترين الگو را در ذات خودش مىنماياند تا قانونى و شرعى بودن خود را ثابت كند. و اين دو ويژگى، شرط درهم آميخته و ضرورى براى بنياد نهادن مفهوم «قانون اخلاقى» است.
توضيح اينكه قانون اگر مطابق خواست واقعى مردم نباشد، از آنها بيگانه خواهد بود و آنها نيز با چنين قانونى ناآشنا!
البتّه چنين قانونى مىتواند مردم را مجبور كند، ولى نمىتواند از نظر اخلاقى الزامآور باشد.
از طرفى، اگر قانونى موافق فطرت ما نباشد تنها روى حقيقت ذات خودش ايستاده است؛ زيرا چنين قانونى را كه ما در برابر آن خاضعيم، جز يك حالت شخصى و يا نسبى نمىباشد و گويا ما بدان وسيله خارج از سايه قانون حركت مىكنيم و يا به عبارتى براى پرستش بتى سر تسليم فرود آوردهايم.
همچنين، مىبينيم كه يك امر واجب بر انديشه بلندى استوار است كه ما آن انديشه ارزنده را