آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٢٥١ - ب - اساس قانونى
قانونى منتشر و در بين جمع معيّنى معلوم باشد، براى اثبات مسئوليت تمام كسانى كه در آن ناحيه زندگى مىكنند، علىرغم ناآگاهى برخى از افراد، كافى است؟ ...
حقيقت مطلب اين است كه فقها از ديرباز اين اصل را مقيد ساختهاند، چون از جهتى بهجز كسانى كه مسلمان به دنيا آمدهاند، بر ديگران تطبيق نمىكند؛ آن كسانى كه در بين جامعه با واجبات دينى سروكار دارند، (به اين معنى كه افراد تازه مسلمان در ناآگاهى از قانون معذورند).
ولى از جهت ديگر جز بر قوانين عمومى كه به صورت عام و بهطور كلى واضح و روشن است- نه بهطور تفصيل كه افراد غيرمتخصص آن را درك نكنند.
با عنايت به اينكه تمام مراقبتها جز احتمال زياد و قرينهاى قومى، بر ناآگاهى تمام افراد، بدون اينكه باعث يقين ما گردد، چيز ديگرى را عايد ما نمىكند و همچنان اين سؤال براى ما باقى مىماند: مسئوليّت افراد ناآگاه از تكليف خود در حالت خاصّى به كدام اصل از اصول عدالت استوار است، حتّى اگر تمام مردم در جاى خودش با آن تكليف آشنا باشند؟
ترديدى نيست كه برخى از امور قطعى و لازم نسبت به من، آن است كه دلم را نورانى كنم و هركدام از وظايفم را كه نمىدانم، بپرسم و بياموزم. و حتمى هم نيست كه براى اين منظور با يك مشكل خاصى روبرو شوم، ولى يك حالتهايى وجود دارد كه با كمال صداقت اعتراف مىكنم كه در آن حالات كارى، كه خودم را پاىبند و يا مخالف آن ببينم، چيزى نيست جز يك عمل فطرى طبيعى كه از هيچ تحريم و يا تكليفى نشأت نگرفته است؛ و اين مورد به استثناى حالت ناآگاهى ارادى خطاكار است، كه يك آدم فاسق اقدام مىكند، و ارسطو از اين سخن مىگويد.[١]
چگونه ممكن است كه من در اين شرايط بدون اينكه خودم بدانم مسئول باشم؟ و چگونه ممكن است بدون اينكه آگاهى وجدان من مسئوليّت مرا برانگيزد، من مسئول باشم؟
[١] - معلوم مىشود كه پاسكال[lacsaP ] در حملات خود به يسوعيان( گروهى از مسيحيّت) در سخن ارسطو تندروى كرده است، آنجا كه مىگويد: تمام افراد شرور از آنچه بايد انجام دهند، يا خوددارى كنند- به نظر پاسكال- ناآگاهند! زيراكه ارسطو اساسا بين ناآگاهى اتّفاقى و ناآگاهى از قانون( يعنى خير و شر در عمل) فرق مىگذارد، زيرا تنها در مورد اوّل فاعل معذور است.[erttel e ٤ selaicnivorP ] علاوه بر اينكه اين تخصيص ارسطويى به نظر نمىرسد، چون از ميان حالاتى كه سزاوار آمرزش و بخشش مىداند، خيالىترين حالت[elyhcsE ] در افشاى رازهاست، بدون اينكه بداند اين عمل حرام است.[III evil ud tubed .euqihtE ] علاوه بر اين، در صورتى كه اگر نظر پاسكال را بپذيريم. نظريه ارسطو به نظريه افلاطون و سقراط مشتبه خواهد شد كه اينان فضيلت را با آگاهى به خير و شر، يكى مىدانند.