آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٢٤ - د - قياس
مسئله موردنظر امكانپذير نيست، آيا در اين حالت لازم است كه اين علّت را كه بازده نتايجى است، از جمله مقتضيات روح شريعتى بدانيم كه از سوى خداوند نازل شده است؟
به عقيده ما پاسخ به اين پرسش بايد مراحل مختلفى داشته باشد، ولى سكوت مكتب ظاهريّه از پاسخ به اين سئوال، حدّاقل مانعى نسبت به كاربرد نارواى برخى از فقها از آزادى عقلى بهشمار نمىرود.
و برعكس آن، مذهب مالكى در جهت آزادسازى عقل و به استناد نمونههايى از وقايع دوران مسلمانان صدر اسلام، به چيزى معتقد شده است كه بسى دورتر از آن چيزى است كه فقها گفتهاند.
بنابراين؛ امام مالك با اين نوع برهان قياسى موافق است، البتّه نه به استناد تنها نصّ محدود كه راهحل مسئله مشخّصى را كه همانند مسئله موردنظر است، راهحل به حساب مىآورد، بلكه اين كار را به استناد روشهاى فراگيرى مىداند كه در موارد بىشمارى شريعت به آنها تمسّك جسته است كه كمترين يا بيشترين شباهت را با يكديگر داشتهاند و ما اكنون درصدد بيان آن امور و هم آن چيزى كه در مجموع، منشأ اينگونه تفكّر شده، نيستيم كه مىگويد:
همانا اين نوع خير هدف جوهرى و ذاتى شريعت است كه با تمام وسائل ممكن براى تحقّق آن تلاش مىكند.
بنابراين، حالت جديد جز وسيله ديگرى كه بايد جهت تحقّق اين خير نوعى- كه مالك آن را مصلحت مرسله مىنامد- و در صورت لزوم نقش خود را ايفا مىنمايد، براى ما مطرح نمىكند.[١]
به لطف اين اصل، اين فقيه (مالك) توانسته است تعدادى از مشكلات اخلاقى و شرعى را با رويكردى بسيار اصولى حل كند، هرچند با نصوص شرعى برخورد داشته باشد![٢]
[١] چنانكه قبلا از خواننده نسبت به معرّفى كامل قياس موردنظر آقايان عذرخواهى كرديم، در اينجا نيز خواننده گرامى را به چند كتاب ارجاع مىدهيم: المنخول غزالى، ص ٤٥٥؛ ارشاد الفحول، ص ٣٥٨؛ الاحكام آمدى: ٣/ ٢٩٨؛ الاصول العامه للفقه المقارن، ص ٣٨٢.
[٢] براى اين مورد، مثال ذيل را خاطرنشان مىكنيم: آيا در جنگ رواست كه سربازان خود را كه دشمن به اسارت گرفته است، هدف قرار دهيم و پشت سر آنها خود را پنهان كنيم تا دشمن ما را هدف قرار ندهد و سرزمين ما را اشغال نكند؟ يا اينكه برعكس، لازم است كه به خاطر رعايت نصّ صريح قرآنى كه ما را از ريختن خون افراد بىگناه نهى مىكند، از هدف قرار دادن-