آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٢٢ - ج - اجماع
در لفظ و عبارت آمده باشد يا منظور و ملحوظ شده باشد. افزون بر همه اينها در تاريخ تشريع اسلامى همان مسئله ثابتقدم باشد و به اسباب نزول، ناسخ و منسوخ- اگر دارد- احاطه داشته باشد. و بالاخره لازم است كه در روح شريعت و هدف نهايى موردنظر، از خلال تطبيقات مطلب با زمان پيامبر ٦ و صحابه ژرفنگر بوده و تعمّق نمايد.
بنابراين، اجماع فراتر از آن است كه تلفيقى از نگرشهاى حساب نشده، ذاتى و بىهدف و يا نتيجه ابزارى تقليدى و يا اينكه برخاسته از روح منحرف و مغرضى باشد. به راستى كه اجماع در نظر، وحدتى راسخ و يقينى جلوه مىكند، يقينى كه حقيقت همهچيز را بر تمام نفوس نورانى فرض مىنمايد.
ما بايد بدانيم كه چنان زمينههاى ذاتى نگرشهاى شخصى ما را چهقدر از هم جدا مىسازد و ما غالبا مىفهميم كه تا چه اندازه اين استعدادهاى ذاتى براساس جدايى و اختلاف عمل مىكنند. از اينرو اگر در چنين استعدادهاى پراكنده، اتّفاق بيفتد كه هر فردى تلاش عقلى خود را مستقل از هر تأثير خارجى و به پيروى از روش خاصّ انديشه خويش به كار ببندد؛ آنوقت است كه اين تلاش و كوشش به همان راهحلّى منتهى مىشود كه تلاش و كوشش ديگران نيز به همان منتهى شده است، امّا چنين چيزى اتّفاق نيفتاده است، مگر به خاطر اينكه اين حل مسئله از خلال تمام وجدانها با چنان وضوح و راستى كه هيچكدام خدشهبردار نيست، تبلور يافته است.[١]
بنابراين عصمت اجماعى كه موضوع بحث ماست، در حقيقت چيزى نيست كه منسوب به خود انديشمندان و همچنين به اين يا آن نصّ خاص باشد، تا اينكه درستى و صحّت آن نص نپذيرفتنى نمايد. يا در تأويل و تفسيرش اختلاف صورت پذيرد. آرى، اين عصمت در مراجعه به تمام وسائل مطمئن قرآنى و آثار صحيح نبوى به دست مىآيد كه بررسى شدهاند. و تمام احكامى كه انديشمندان، بنا مىنهند، بر آن استوار است.
[١] - گويا نويسنده، روح جمعى را معصوم مىداند و احتمال هيچ خطا و اشتباهى را در قول جمع متخصّصان نمىدهد، درحالىكه انسانها با همه تخصّصها خطاكارند و نمونههاى تاريخى آن هم بسيار است! لذا شيعه اجماعى را حجّت مىداند كه با وجود تمام شرايط موردنظر نويسنده، شامل قول معصوم و كاشف از رأى او باشد، اگرنه جمع هزاران صفر، عدد صحيح نمىشود- م.