آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١١٧ - ج - اجماع
______________________________
-
را دوبار مجازات خواهيم كرد و پس از آن به سوى عذاب بزرگى فرستاده خواهند شد.»؛ و
در ميان آنها كسانى بودند كه خدا از آنها به خاطر افك و تهمتى كه زدند، خبر داد
(ر. ك: سوره نور ١١- ١٧). و از آنها كسانى بودند كه قصد كشتن ناگهانى رسول خدا را
در مراجعت از جنگ تبوك داشتند، چنانكه در مسند احمد؛ ٥/ ٣٩٠- ٤٥٣؛ صحيح مسلم، ٨/
١٣٢؛ مجمع الزّوائد، ١/ ١١٠ و ٦/ ١٩٥؛ مغازى واقدى، ٣/ ١٠٤٢؛ امتاع الأسماع، ص
٤٧٧؛ الدّر المنثور؛ ٣/ ٢٥٨ و در آيه شريفه: «وَ هَمُّوا بِما
لَمْ يَنالُوا ...» توبه/ ٧٤ آمده است: «آنها تصميم خطرناكى داشتند كه به آن
نرسيدند».
ج: چگونه تعظيم تمام صحابه واجب است، در صورتى كه ميان آنها افراد مرتد بودند؟ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ ...»، مائده/ ٥٤: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر كسانى از شما از دين خود بيرون روند، در آينده ...» و در كتب سيره آمده است: «كه عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح، اسلام آورد و به مدينه مهاجرت كرد و كاتب وحى براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شد، ولى در نهايت مشرك گرديد.» ر. ك: الاستيعاب، ١/ ٩١٨؛ الإصابة، ٤/ ١٠٩؛ المعارف، ص ١٣١ و ١٤١.
د: نظير آن مطلب در سنت نبوى بهطور روشن و مفصّل آمده است، بخارى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرده است: «هيچ پيامبرى نيست، مگر اينكه دو همدم و همرازى دارد كه يكى او را به نيكى و ديگرى او را به بدى فرمان مىدهد.» نظير آن در مسند احمد، ٢/ ٢٨٩ آمده است، و نيز بخارى روايت كرده است: «آنان همگى مرتد شدند و به قهقرا برگشتند و آنان در آتشند و هيچ كدام از ايشان نجات نمىيابند، مگر به مقدار اندكى.»، ر. ك: دلائل الصّدق، شيخ محمّد حسن مظفر، ٥/ ٤، به نقل از بخارى؛ نيز: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ٤/ ٤٥٤ «اى تاريخدانان ارجمند! چگونه اين گروه صحابه را تعظيم بايد كرد؟» چگونه تعظيم و تقديس كنيم و درعينحال به روايات عمل كنيم، درباره كسى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «خداوندا! من از عمل خالد در پيشگاه تو بيزارى مىجويم!» اين روايت را دو جا بخارى نقل كرده: در مغازى، باب فرستادن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، خالد بن وليد را به سوى قبيله جذيمه؛ و در كتاب احكام (آنجا كه قاضى به ظلم حكم كند و يا در مورد خلاف اهل علم كه مردود است). و در صحيح بخارى، ٣/ ٧١ و طبرى در تاريخ خود، ٣/ ١٢٢؛ الكامل فى التاريخ ابن اثير، ٢/ ١٢٣. اگر كارى را كه خالد كرد صواب و درست بود، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تبرّى از آن نمىجست، بنابراين اگر خالد كارى كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مخالف آن بوده و از او تبرّى جسته است، پس بعد از رحلت آن حضرت چگونه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيروى كنيم، سزاوارتر آن است كه مطابق اين آيه «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»، احزاب/ ٢١: «براى شما در (زندگى) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم (و عملكرد او) سرمشق نيكويى است» از هر عملى كه از خالد (و نظاير او) صادر شده است بيزار باشيم.
ه: چگونه تعظيم و اقتدا كنيم به كسى كه اسلام آورد و همانروز خليفه دوم او را امارت داد و بر مسلمانان حاكم نمود، درحالى كه او حتّى يك ركعت نماز نخوانده بود، صاحب اغانى نقل مىكند: «امرؤ القيس به دست عمر اسلام آورد، و عمر او را پيش از آن كه يك ركعت نماز بخواند منصب ولايت داد!» الاغانى، ١٤/ ١٥٨، چاپ ساسى؛ جمهرة انساب العرب، ص ٢٨٤.
و همچنين علقمة بن علاثه كلبى در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسلام آورد و مصاحبت پيامبر را درك كرد، ولى بعد در زمان-