آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١١٠ - ب - سنت
______________________________
-
در روايتى آمده است كه براى عايشه نقل كردند كه عبد اللّه بن عمر مىگويد: ميّت را
به خاطر گريه كسانش بر او عذاب مىكنند، با اين عبارت: «انّ الميّت ليعذّب ببكاء
الحىّ ...»، به جامع الصّغير، حديث ٢١٣٣، الموّطاء، حديث ٣١٨؛ سنن ابى داوود، حديث
٣١٢٧؛ حاشيه سندى بر سنن نسائى، حديث ١٨٣٩؛ رياض الصّالحين نووى، حديث ١٥٣؛ سنن
ابن ماجه، حديث ١٥٩٤؛ سنن ترمذى، حديث ١٠٠٧؛ صحيح بخارى، حديث ٩٩٦؛ صحيح مسلم،
حديث ٩٢٧؛ فيض القدير، حديث ٢١٣٣، مراجعه كنيد.
عايشه گفت: خدا ابو عبد الرحمن را بيامرزد! او دروغ نگفته است ولى فراموش يا خطا كرده است. المجموع فى شرح المهذّب نووى: ٥/ ٣٠٨، الاجابة لإيراد ما استدركته عايشة على الصّحابة، بدر الدين زركشى، ص ٧٦، نقل كردهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر زن يهوديّهاى گذر كرد كه بر او مىگريستند، فرمود: «بر او مىگريند، درحالىكه او در قبرش عذاب مىشود.» عايشه از شنيدن اين سخن بر عمر يا پسرش اعتراض كرد و گفت: «پيامبر درباره زن يهوديّه گفت: وى عذاب مىشود، درحالى كه بازماندگانش بر او مىگريند. يعنى او به خاطر كفرش عذاب مىشود، درحالىكه كسانش به او مىگريند، نه اينكه به خاطر گريه او را عذاب مىكنند.
ر. ك: فتح العزيز فى شرح الوجيز، ٥/ ٢٧٢؛ المجموع فى شرح المهذّب، ٥/ ٣٠٨؛ مسند احمد، ٦/ ١٠٧؛ صحيح بخارى، ٢/ ٨١؛ سنن ترمذى، ٢/ ٢٣٦؛ سنن كبرى، ٤/ ٧٢؛ اختلاف الحديث شافعى، ص ٥٣٧؛ المسند شافعى، ص ٤٠١؛ نسايى و فتح البارى فى شرح صحيح البخارى، ٣/ ٣٥١ و ٧/ ٣٠١؛ صحيح مسلم، ٢/ ٦٤١. اين حديث در صحيح بخارى و غيره از طريق مغيرة بن شعبة بن ابى عامر بن مسعود بن معتب بن مالك بن عمرو بن سعد بن عوف بن قيس ثقفى ثبت شده كه مادر قيس از قبيله نصر بن معاويه است.
خلاصه داستان مغيرة بن شعبه اين است كه مغيره با امّ جميل دختر عمر، زنى از قبيله قيس زنا كرده بود و ابو بكره و نافع بن حارث و شبل بن معبد بر زناى او شهادت دادند، همينكه شاهد چهارم؛ زياد بن سميّه يا زياد بن ابيه آمد كه شهادت دهد، عمر بن خطّاب به او فهماند كه مىخواهد وى بهگونهاى شهادت دهد كه صراحت در موضوع نداشته باشد تا به مغيره عذاب اقامه حد وارد شود. آنگاه از وى راجع به آنچه پرسيد: آيا تو خود ديدى كه چون ميل وارد سرمهدان كند و بيرون آورد؟ زياد گفت: نه، عمر گفت: اللّه اكبر، مغيره، بلند شو و آن سه شاهد را بزن! او بلند شد و بر آن سه شاهد حد را اجرا كرد. ر ك: وفيات الأعيان، ٢/ ٤٥٥؛ ابن كثير، ٧/ ٨١؛ طبرى، ٤/ ٢٠٧، با مقدارى تلخيص و تصرّف.
مغيره در سال جنگ خندق (٥ هجرى) اسلام آورد و به مدينه هجرت كرد و در حديبيه حضور داشت، پيامبر او را همراه ابو سفيان براى نابود كردن بت قبيله ثقيف به طايف فرستاد و در جنگ يرموك به چشمش تير خورد. عمر او را والى بصره نمود، وقتى كه بر زناكارى او شهادت دادند، او را از ولايت بصره خلع كرد و والى كوفه نمود و در زمان امارت بر آنجا پيش از معاويه در سال ٥٠ هجرى از دنيا رفت. شرح حال وى در الاستيعاب، ٣/ ٣٦٨؛ الاصابه، ٣/ ٤٣٢؛ اسد الغابه، ٤/ ٤٠٦، با اين عبارت آمده است: «هركه بر وى بگريد، به خاطر گريهاى كه شده، او را عذاب كنند.»، فتح البارى فى شرح صحيح البخارى، ٣/ ١٦٠؛-