آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ١٠٨ - ب - سنت
ولى با اين تفاوت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ممكن نيست بهطور مطلق بر نظرى نادرست و خطا باقى بماند و اگر از طريق معمول به راه صواب برنگشت، بهطور حتم، وحى براى تصحيح خطاى وى و استوار ساختن او به راه راست، دخالت مىكند، اگرنه تمام امّت به خطا خواهند افتاد و به پيروى از او به راه ضلالت خواهند رفت. خداى سبحان مىفرمايد: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ»[١].
بنابراين اگر اين تعديل و استوارسازى مستمرّ نبود، هر آينه مىرفت كه با تمام اوامر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و احكام آن حضرت كه پشتوانهاى از وحى نداشت، موافقت ضمنى گردد و مردم آنها را احكامى الهى بپذيرند، درحالىكه حجّت آشكارا دارند. احوال ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نيز بر اين قياس در نظر بگير، وقتى كه وى كارى را انجام مىدهد، كردار ايشان الگوهاى آغازين و عملى مردم است تا كه از آن پيروى مىكنند و مسلمانان بر آن اساس رفتارشان را- تا وقتى كه خلاف آنها صادر نشده باشد- تنظيم مىكنند.[٢]
خلاصه مطلب اينكه هر حديث صحيحى كه ناسخ نداشته و موضوع آن جزئى از رسالت پيامبر و در نهايت حاكى از اراده الهى باشد در نظر مسلمانان سلطه اخلاقى بر نصّ قرآنى دارد.[٣]
[١] توبه (٩)، آيه ١١٥: «چنين نبوده است كه خداوند گروهى را پس از هدايت گمراه سازد تا اينكه آنچه را بايد از آن بپرهيزند، براى آنها تبيين كند».
[٢] به راستى چرا اين همه تكلّف و توجيه؟ اگر همانطورى كه پيروان اهل بيت عليهم السّلام معتقدند؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را معصوم در تمام احوال بدانيم، هيچ نيازى به اين سخنان نيست، مگر ممكن است كه بدون عصمت، هدف بعثت تأمين شود؟ و يا ممكن است مردم- از ديد مؤلّف- مواردى را كه پيامبر به وسيله وحى پشتيبانى مىشود، با موارد ديگر به راحتى تميز دهند؟
علّامه حلى در كشف المراد از جمله دلايل عصمت انبيا، مىنويسد: ١- غرض و هدف از بعثت تنها با وجود عصمت ميسّر است؛ زيرا اگر مردم دروغ و گناه را بر پيامبر روا بدانند، در اوامر و نواهى و افعال ايشان نيز مجاز مىدانند و ديگر تن به فرمان آنها نمىدهند و اين نقض غرض بعثت است، ٢- در صورت خطا و معصيت پيامبر اگر متابعت كنيم، پيروى از عاصى جايز نيست و اگر نكنيم خلاف امر خداست، ٣- اگر پيامبر نيز مرتكب معصيت شود، چون نهى از منكر يك واجب عمومى است؛ پس بايد پيامبر را نيز از منكر نهى نماييم و نهى كردن مستلزم آزردن اوست، از طرفى آزردن پيامبر نيز منع شده است؛ بنابراين پيامبر بايد معصوم باشد. ر ك: كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد، مقصد چهارم، مسئله سوم؛ شبّر، حق اليقين، ص ٩١؛ مظفر، عقايد الاماميه، ص ٥٤- م.
[٣] اين هم يكى از تناقضاتى است كه گروهى از عامّه مطرح كردهاند؛ وقتى كه سخن از منابع شرعى مىشود، اوّل قرآن را مىآورند-