شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٨٣ - سر آن كه بىمراد باز گشتن رسول
مكه رفت قريش ملزم به باز گرداندن او نيستند.
يكى ديگر از مادههاى اين پيمان اين بود كه هر قبيله آزاد است با قريش باشد يا با محمد ٦. ظاهر اين پيمان شكستى براى مسلمانان بود بدين رو چند تن از آنان ناخشنودى نمودند، اما بزودى معلوم شد امضاى اين پيمان فتح بزرگى بوده است. (نگاه كنيد به: تاريخ تحليلى اسلام، از نويسنده، ص ٩١، و ديگر كتابهاى تاريخ اسلام) آيات مبارك سوره فتح بر رسول خدا نازل شد و ديرى نگذشت كه دو تن او قريش (خالد بن وليد و عمرو بن عاص) كه به زيركى و آينده نگرى ميان قوم خود معروف بودند دانستند كار قريش به سر آمده است. اين دو تن پيش از فتح مكه نزد رسول ٦ آمدند و مسلمانى نمودند.
غَلَق: بستن. مولانا شكست آغازين و پيروزى نهايى صلح حديبيه را به شكستن نافه مشك همانند كرده كه تا بسته است بويى ندارد و چون شكسته شد فضا را عطر آگين مىكند.
قُرَيظَه: بنى قريظه طايفهاى از يهود بودند كه به موجب پيمان مدينه مادام كه به زيان مسلمانان بر نمىخاستند در امان بودند، ليكن در نبرد احزاب با قريش متحد شدند. رسول خدا آنان را محاصره كرد و پس از مدتى تسليم شدند. نوشتهاند رسول خدا داورى در باره آنان را به سعد معاذ واگذار نمود و او گفت مردان آنان كشته شوند و زنان و كودكان اسير گردند. چنان كه در تاريخ تحليلى اسلام نوشتهام، پذيرفتن اين داستان بدان صورت كه در تاريخها آمده مشكل است. (نگاه كنيد به: تاريخ تحليلى اسلام، ص ٨٧ به بعد) بنى نضير: گروهى از يهوديان مدينه بودند كه چون به پيمانى كه با پيغمبر بسته بودند وفا نكردند و در صدد كشتن رسول خدا بر آمدند، پيغمبر آنان را محاصره كرد و پس از آن كه تسليم شدند به اذرُعات كه موضعى است در شام تبعيدشان كرد. (نگاه كنيد به:
تاريخ تحليلى اسلام، ص ٨٥) مُسَلَّم: مسخر، تحت فرمان.
فريق: گروه، و مقصود اوليا و مردان حق است.
مفتون: فريفته.