شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٢٧ - جواب گفتن مهمان ايشان را و مثل آوردن به دفع كردن حارس كشت به بانگ دف از كشت، شترى را كه كوس محمودى بر پشت او زدندى
|
نه تو صيّادى و جوياى منى |
بنده و افكنده راى منى |
|
|
حيله انديشى كه در من در رسى |
در فراق و جُستن من بىكسى |
|
|
چاره مىجويد پىِ من دَردِ تو |
مىشنودم دوش آه سرد تو را |
|
|
من توانم هم كه بىاين انتظار |
ره دهم بنمايمت راه گذار |
|
|
تا از اين گرداب دوران وارهى |
بر سر گنج وصالم پا نهى |
|
|
ليك شيرينى و لذّات مَقَر |
هست بر اندازه رنج سفر |
|
|
آن گه از شهر و ز خويشان بر خورى |
كز غريبى رنج و محنتها برى |
|
ب ٤١٥٦- ٤١٣٧ خورشيد: استعارت از عنايت حق تعالى.
سخت رو: مقاوم، پايدار.
بىحذر: بىباك.
پرده دريدن: به دو معنى مىتوان گرفت. روشن كردن حقيقتهاى نهانى. نيز به معنى رسوا كردن مدعيان دروغين.
يك سواره: تك و تنها.
نترسيدن قصاب:
|
شعله را ز انبوهى هيزم چه غم |
كى رمد قصّاب از خيل غنم |
|
٣٣٢٩/ ١ يك لخت شدن: به هم پيوستن. (رسولان الهى از خدا نيرو مىگيرند بدين رو در دعوت پايدارند. و از كس بيم نمىدارند حالى كه نيروى ديگران از جسم و اندام است لاجرم بىدوام است.) كُلُّهُم راع: حديث مشهور كه مرحوم فروزانفر از طريق عامه آورده است. (احاديث مثنوى، ص ٩٩- ١٠٠، و نگاه كنيد به: بحار الانوار، ج ٧٢، ص ٣٨) مجلسى (ره) نويسد:
«رُوىَ عَنِ النَّبيِّ كُلُّكُم راع ...» (بحار الانوار، ج ٧٢، ص ٣٨) بانگ قهر: استعارت از نهادن تكليفها و دستور رياضتها. نيز انذار.
بخت نو: الهام الهى كه پيوسته در خاطر سالكان تجديد شود.
از چشم بدان پنهان كردن: چنان كه در حديث است: «اوليائى تحت قبابى.» (نگاه كنيد به: