شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٩٥ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهديد كنندگان را
در استسقاء لحمى، كه در اين گونه استسقاء خون و آب به همه اعضا مىرسد و باد مىكند. اما در استسقاء زِقّى شكم آماس مىكند.
طبل چيزى كوفتن: كنايت از بانگ كردن. (همچون گل كه تشنه آب است، بانگ بر مىدارم كه عاشق آبم.) رُوح الامين: لقب جبرئيل است. ليكن در اين بيت مقصود «صدر جهان» است كه در تعبير مولانا مصداقى است از انسان كامل.
گاو موسى: نگاه كنيد به: شرح بيت ٢٥٢٢/ ٣.
حيات كشته: گرفته از قرآن كريم است: فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى: پس گفتيم بزنيد او را (كشته را) به پارهاى از آن (گاو) اين چنين خدا مردگان را زنده مىگرداند. (بقره، ٧٣) يا كرامى ...: اى عزيزان من سر بريد اين گاو را. اگر خواهيد جانهاى فكرت را زنده سازيد.
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ: هر چيز، جز وجه اللَّه از ميان رفتنى است. (قصص، ٨٨) از ملك قربان شدن: صفت ملكى را رها كردن. (از ملك بودن مىرهم.) ارغنون: ارگ، سازى كه از تعداد زيادى لوله تشكيل شده و هوا را داخل آن لولهها مىدهند. (فرهنگ معين) (نيست مىشوم، و نيستى چون بانگى كه از ارغنون بر مىآيد در گوش من «إنَّا إلَيه راجعون» مىخواند.) آب حيوان در ظلمت بودن: اشارت است به داستان خضر و سكندر كه براى يافتن آب زندگى به ظلمات رفتند. (مرگ به تاريكى و زندگى به چشمه حيوان تشبيه شده است. با مردن، زندگى جاويد مىيابى.) اى فسرده: «اى» در اين تركيب به معنى «واى» است.
ننگين نمد: خود خواه.
بد لقا: كنايت از بد بو، گنديده. چنان كه در قرآن كريم است: مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ. (محمد، ١٥) اين بيتها متضمن معنىهاى چند است: آن كه عاشق حقيقى است از ديدار معشوق سير نمىشود و براى اين ديدار هر خطرى را تحمل مىكند. عاشق اگر زنده است زندگى