شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٧٩ - حكايت منديل در تنور پر آتش انداختن أنس رضى الله عنه و ناسوختن
اين داستان را انقروى از نُزهة الناظر از قتادة بن نعمان آرد كه: «كان عند انس رضى اللَّه عنه منديلٌ إذا اتّسخ ألقاه فى النار فينظف و يقول إن النَّبىّ ٧ مَسَح به وجهَه وَ النَّار لا تأكل شيئا مَرَّ على وجوه الانبياء او غطيت به: انس را دستمالى بود كه چون آلوده مىشد در آتشش مىافكند و پاكيزه مىشد. مىگفت رسول ٦ آن را به رخ خود كشيده و آتش چيزى را كه بر روى پيمبران بگذارد يا چهره آنان را پوشاند نخورد.» انس بن مالك: انصارى، خادم رسول اللَّه ٦ عمرى دراز كرد. گويند نود و نه سال زيست. (قاموس الرجال، از استيعاب) روزى كه جمعى از صحابه براى شهادت دادن بر داستان غدير بر پا خاستند انس و براء بن عازب بر نخاستند. على (ع) او را نفرين كرد و سر وى بيمارى برص گرفت. هنگامى كه حجاج بن يوسف ولايت مدينه داشت براى خوار ساختن او بر گردنش مهر نهاد. عامه روايتى در مدح او آوردهاند كه رسول ٦ او را به فراوانى مال و اولاد دعا كرد.
مرحوم شوشترى نويسد: اين دعاى خير نيست چه در قرآن كريم است: فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ. (توبه، ٥٥) زرد فام: زرد رنگ (از آلوده شدن به طعام).
يك دمه: (يك+ دم+ ه) يك لحظه، اندكى.
هوشمند: ممكن است صفت خادمه گرفت يا قيد (هوشمندانه).
كَندورى: دستارخوان. «بر اين سفره آسمان نگر به قرصهاى ستارگان و كاكى ماه در ميانه، بر كندورى شَعر هوا.» (معارف بهاء ولد، ص ٢٨٦، به نقل از فرهنگ معين) اوساخ: جمع وَسَخ: چرك.
مُنقَّى: پاكيزه.
اقتراب: نزديكى. كنايت از بوسه زدن.
نبرد: كنايت از مجاهدت و رياضت.
ميزر: مئزر، ازار، ملحفه، هر چه بدن را پوشد. سربند. در بيت مورد بحث، مطلق پارچه (دستمال، دستار خوان).
نَدَم: پشيمانى.
اعتماد: بايد براى رعايت قافيت «اعتميد» خوانده شود.