شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٢ - بيان آن كه الله گفتن نيازمند عين لبيك گفتن حق است
دَخمَه: در لغت گورخانه گبران است، ليكن در بيت مورد بحث به معنى خانه سرا، و مانند آن است.
درد سر بُردن: كنايت از ترك مزاحمت كردن.
خالو پسر: پسر دايى، كنايت از خويشاوند دعوت كننده.
گوشت در شست دادن: گوشت در قلاب نهادن و به آب افكندن براى گرفتن ماهى. در اين بيت كنايت از فريفتن با اندك متاع دنيوى.
جوز: گردو.
ژَغژَغ: (اسم صوت) آواز به هم خوردن دندانها، و نيز گردو و مانند آن.
خُرجين: دو توبره كه به هم دوزند و از بار پر كنند و بر پشت خر نهند.
خرجين و كيسه: استعارت از آن چه سالك از عبادت يا از ذكر يا از رياضت ذخيره كند.
رامين و ويسه: دو عاشق و معشوق معروف كه فخر الدين اسعد گرگانى داستان آن دو را به نظم در آورده است.
|
بوى رامين مىرسد از جان ويس |
بوى يزدان مىرسد هم از اويس |
|
١٨٢٨/ ٤ صفير مرغ: بانگى كه شكارچيان همچون آواز مرغ بر آرند تا مرغ را به سوى خود آرند.
مَلَق: چاپلوس.
هشدارى است ناآگاهان را كه در پى هر دعوت گام بر ندارند، و هر مدعى را راهبر نپندارند، و سخنان بظاهر آراسته مدعيان ارشاد را وقعى ننهند و اگر در راست و دروغ آن دو دل مانند، جانب حزم را نگاه دارند. چنان كه از امام صادق (ع) نقل است: «الوُقُوفُ عِند الشُّبهَةِ خَيرٌ مِن الاقتِحامِ في الهَلَكَةِ: در ايستادن هنگام شبهت بهتر است از در افتادن به هلاكت.» (بحار الانوار، ج ٢، ص ٢٥٩) امير مؤمنان (ع) فرمايد: «لا وَرَعَ كَالوُقُوفِ عِندَ الشُّبهَةِ: هيچ پارسايى چون باز ايستادن هنگام ندانستن نيست.» (نهج البلاغه، كلمات قصار: ١١٣) و اگر توقف نكند به رنج افتد چنان كه روستايى در داستان آينده.