شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٨٨ - صبر كردن لقمان چون ديد كه داود حلقهها مىساخت از سؤال كردن با اين نيت كه صبر از سؤال موجب فرج باشد
«لقمان» نگاه كنيد به: شرح بيت ١٩٦١/ ١) چنان كه مىبينيم عبارت مجمل التواريخ كامل نسبت ظاهراً چنين بوده است. «در پوشيد و لقمان را گفت ...» صفا: صافى. بىغل و غش.
|
تو گمان بُردى كه كرد آلودگى |
در صفا غش كى هلد پالودگى |
|
٢٣١/ ١ از آهن حلقهها كردن: چنان كه در قرآن كريم است: «أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ: كه بساز زرههاى فراخ و اندازه نگه دار در زره.» (سباء، ١١) زرّاد: زره ساز.
وَسواس: بيشتر به معنى انديشه بد است، لكن در اين بيت به معنى مطلق خيال به كار رفته است.
مَصاف: جمع مَصَفّ: جاى صف آرايى، ميدان كارزار.
زَخم: ضربت.
دم: يكى از معنىهاى «دم» قوت و استقامت است. (لغت نامه)
|
شوم بر گرايم تن پيلسم |
ببينم چه دارد پى و زور و دم |
|
(فردوسى، به نقل از لغت نامه) آخر و العصر: «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ: و يكديگر را به حق و شكيبايى وصيت كردند.» (عصر، ٣) در اين آيه شريفه حق قرين «صبر» است.
غرض از آوردن داستان لقمان، نشان دادن فايده صبر است.
غزالى نويسد: «صبر خاصه آدمى است كه بهايم را صبر نيست كه بس ناقصاند و ملايكه را به صبر حاجت نيست كه بس كاملاند و از شهوت فارغ.» (كيمياى سعادت، ج ٢، ص ٣٤٤) و خداوند شكيبايان را به پاداش نيكو وعده داده است كه: «وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.» (نحل، ٩٦) و رسول فرمود: «پيروزى قرين صبر است.» (كلمات قصار، ص ٤١٩) و امير مؤمنان (ع) فرمود: «وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإيمانِ كالرَّأْسِ مِنَ الجَسَدِ.» (نهج البلاغه، كلمات قصار: ٨٢)