شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٣٤ - عذر گفتن كدبانو با نخود و حكمت در جوش داشتن كدبانو نخود را
عذر گفتن كدبانو با نخود و حكمت در جوش داشتن كدبانو نخود را
|
آن ستى گويد و را كه پيش از اين |
من چو تو بودم ز اجزاىِ زمين |
|
|
چون بنوشيدم جهادِ آذرى |
پس پذيرا گشتم و اندر خورى |
|
|
مدّتى جوشيدهام اندر زمن |
مدّتى ديگر درون ديگِ تن |
|
|
زين دو جوشش قُوَّتِ حسها شدم |
روح گشتم پس تو را استا شدم |
|
|
در جمادى گفتمى ز آن مىدوى |
تا شوى علم و صفات معنوى |
|
|
چون شدم من روح پس بار دگر |
جوش ديگر كن ز حيوانى گذر |
|
|
از خدا مىخواه تا زين نكتهها |
در نلغزى و رسى در منتها |
|
|
ز آن كه از قرآن بسى گمره شدند |
ز آن رسن قومى درون چَه شدند |
|
|
مر رسن را نيست جُرمى اى عنود |
چون تو را سوداى سر بالا نبود |
|
ب ٤٢٠٩- ٤٢٠١ جهاد آذرى: كوشش سخت. جهاد جان سوز. كنايت از تقلّبهاى احوال. گذراندن مرحلههاى جمادى نباتى و ...
مىدوى: خطاب ستى است به خود.
گمراه شدن از قرآن: اشارت است به اين آيه: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْءانِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً: و فرو مىفرستيم از قرآن آن چه بهبودِ گروندگان [در آن] است و نمىافزايد ستمكاران را جز زيان. (اسراء، ٨٢، نيز نگاه كنيد به: سوره بقره، آيه ٢٦) سوداى سر بالا: ميل به كمال.
ستى كه رمز مربى است، نخود را كه در مرحله سلوك است و به رياضت مشغول، مىگويد آن چه از تحمل سختى و گذراندن مرحلههاى رياضت به تو مىگويم، از روى بصيرت است. چرا كه خود اين مرحلهها را پيمودهام. آن كه خواهان كمال است بايد اين