شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٣٢ - تمثيل گريختن مؤمن و بىصبرى او در بلا، به اضطراب و بىقرارى نخود و ديگر حوايج در جوش ديگ و بر دويدن تا بيرون جهند
در بستان خنديدن: در بلا شكيبا بودن، تحمل آزمايش كردن.
در احيا در آمدن: استعارت از گذشتن از صفات جسمانى و جان گرديدن.
شير بودن: اشارت است بدان چه مايه تغذيه و رشد است در مرحله كودكى.
شير بيشه شدن: انسان الهى گشتن.
از صفات رستن: اشارت است به وجود موجودات در علم بارى تعالى كه هر يك از اعيانِ صور اسماء حسنىاند و در صفات باز رفتن كما بَدَأكم تعودون. (شرح سبزوارى)
|
گندمى را زير خاك انداختند |
پس ز خاكش خوشهها بر ساختند |
|
|
بار ديگر كوفتندش ز آسيا |
قيمتش افزود و نان شد جان فزا |
|
|
باز آن جان چون كه محو عشق گشت |
يُعجِبُ الزّراع آمد بعدِ كشت |
|
٣١٦٨، ٣١٦٦، ٣١٦٥/ ١ اقتُلونى: نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٩٣٤/ ١.
قوت ملك: فرشتگان را نفس بهيمى نيست، بدين رو نيازى به خوراك ندارند. دستههايى هستند و هر دسته را وظيفهاى است از تسبيح و تقديس حق تعالى.
مقام ديگر: نيكلسون اين ارجاع را به بيت ٣١/ ٥ داده است.
تجارت كردن: انقروى آن را اشارت به آيه ١٦ سوره بقره گرفته است أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ. و در شرح نيكلسون نيز آمده است ولى درست نيست، مقصود از تجارت كردن زيستن در دنياست و ورزيدن اعمال و به دست آوردن نتيجه براى آن جهان.
نخود در اين بيتها رمز سالكى است، كه با تحمل رياضت مرحلهاى را مىپيمايد و به مرحله ديگر درمىآيد و در پيمودن اين مرحلهها و تحمل رياضتها و آزمايشها تسليم است و شادان، تا بدان جا رسد كه صفات حيوانى را در خود بكشد و حيات تازه يابد. بميرد تا به دوست زنده ماند.