شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٢٤ - جواب گفتن مهمان ايشان را و مثل آوردن به دفع كردن حارس كشت به بانگ دف از كشت، شترى را كه كوس محمودى بر پشت او زدندى
|
چون رسد در علم پس پَر، پا شود |
مر يقين را علم او بويا شود |
|
|
ز آن كه هست اندر طريق مُفتَتَن |
علم كمتر از يقين و فوق ظن |
|
|
علم جوياى يقين باشد بدان |
و آن يقين جوياى ديد است و عيان |
|
|
اندر ألهَيكُم بجو اين را كنون |
از پس كَلّا پسِ لَو تَعلَمُون |
|
|
مىكشد دانش به بينش اى عليم |
گر يقين گشتى ببينندى جحيم |
|
|
ديد زايد از يقين بىامتهال |
آن چنانك از ظنّ مىزايد خيال |
|
|
اندر ألهيكم بيان اين ببين |
كه شود علمُ اليقين عَينُ اليَقين |
|
|
از گمان و از يقين بالاترم |
وز ملامت بر نمىگردد سرم |
|
|
چون دهانم خورد از حلواى او |
چشم روشن گشتم و بيناى او |
|
ب ٤١٢٥- ٤١١٣ اللَّهُ اشتَرَى:
|
اى خداوند اين خُم و كوزه مرا |
در پذير از فضل اللَّه اشترى |
|
٢٧٠٩/ ١ (نگاه كنيد به: شرح بيت ٢٧٠٩/ ١) ثمن: بها.
اولى بودن: ترجيح داشتن، دل پذير بودن.
پر پا شدن: به جاى پا با پر سير كردن. به شتاب رفتن. (هنگامى كه به علم رسيد، سير او سريعتر مىشود و از علم سوى يقين مىرود).
مفتَتَن: (اسم مفعول از افتادن) اين واژه به معنىهاى چند در نظم و نثر فارسى به كار رفته است: در فتنه افتاده، شيفته، فريفته، جاى فتنه. يكى از معنىهاى افتادن، در فتنه افتادن (آزمايش شدن) است. پس معنى اين است: در راهى كه به وسيله سالكان آزمايش شده مسلم گرديده است كه در كشف حقيقت، علم از گمان برتر و از يقين فروتر است.
ألهَيكُم: اشارت است به سوره تكاثر: أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ. كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ. ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ. كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ. ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ: فزونى جستن شما را سر گرم گرداند تا آن جا كه گورستانها را زيارت كرديد. نه چنين است. زودا كه بدانيد. پس نه چنين است. زودا كه بدانيد نه چنين