شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦١٨ - گفتن شيطان قريش را كه به جنگ احمد آييد كه من يارىها كنم و قبيله خود را به يارى خوانم و وقت ملاقات صفين گريختن
انَّ فِى الوَسواسِ ...: در وسوسههاى درونى سحرى پوشيده است.
ساحران جادويى گشا:
|
و اندر اين يم ماهيان پُر فناند |
مار را از سِحر ماهى مىكنند |
|
|
ماهيان قعر درياى جلال |
بحرشان آموخته سحر حلال |
|
٣٥٩٨- ٣٥٩٧/ ٣ (نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٥٩٩- ٣٥٩٨/ ٣) زهر و ترياق:
|
سرورى زهر است جز آن روح را |
كو بود تَرياق لانى ز ابتدا |
|
|
كوه اگر پُر مار شد باكى مدار |
كو بود اندر درون ترياق زار |
|
٣٤٦٥- ٣٤٦٤/ ٢ (نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٤٥١- ٣٤٥٠/ ٢) على (ع) در باره شيطان و فريفتن او چنين مىفرمايد: «پس بندگان خدا بپرهيزيد اينكه- شيطان- شما را به بيمارى خود مبتلا گرداند، و با بانگِ خويش بر انگيزاند، و سوارگان و پيادگانِ خود را بر سر شما كشاند. به جانم سوگند كه تيرِ تهديد را برايتان سوفار ساخته و كمان را سخت كشيده- و تاخته- و شما را نشانه كرده. (نهج البلاغه، خطبه ١٩٢) «شيطان بر او نگهبان- و هر لحظه گمراهىاش را خواهان- گناه را در ديده او مىآرايد، تا خويش را بدان بيالايد كه بكن و از آن توبه نما و اگر امروز نشد فردا.» (نهج البلاغه، خطبه ٦٤)