شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٨٧ - لاابالى گفتن عاشق، ناصح و عاذل را از سر عشق
سر آن آشكار و سر ديگر آن به تصور شما نامتناهى است. حال از اين رشته مقدارى مىبريم. بدين ترتيب لازم مىآيد آن سلسله نامتناهى به مقدارى كه از اين خط مفروض بريده شده زيادتر باشد و بدين ترتيب آن سلسلهاى كه نامتناهى فرض شده تبديل به متناهى مىشود.
مسئله كيس: در لغت نامه دهخدا (در مجلد حرف كاف، ص ٤٦٢، پاورقى شماره ٤، از حاشيه مثنوى رمضانى) آمده است: «مسئله كيس از مسائل حكمت طبيعى است كه آتش صاعقه مرور مىكند بر كيسه و زر را مىگدازد و كيسه را آسيبى نمىرساند ...» ولى پيداست كه مسئله كيس در اين بيت اشارت به فرعى فقهى است. در فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى از تحفة المحتاج شرحى آورده است كه خلاصه آن اين است: حمل كيسه درهم و دينار كه زر و سيم حلال است جايزه است. اما اين شرح چنان كه مىبينيم مُبهم است و درست مسئله اين است كه نماز گزار اگر با خود كيسهاى داشته باشد كه در آن زر بود چون محتواى كيسه با بدن تماس ندارد، نماز او درست است. و اين مسئله مخصوص زر است نه سيم، چه داشتن انگشتر نقره يا درهم و جز آن موجب بطلان نماز نيست. اما ظاهراً مسئله كيس در اين بيت اشارت به فرعى ديگر است و آن اينكه اگر كسى كيسهاى را مهر نهاد و نزد ديگرى به وديعت گذارد، اگر آن كه وديعت پيش اوست كيسه را بگشايد ضامن است. و اگر كيسه را چنان كه هست به صاحب آن دهد و او ادعا كند كه چيزى از آن كم شده است وديعت گير ضامن نخواهد بود.
خُلع: يكى از انواع طلاق است و آن اينكه زن كه شوى خود را دوست ندارد بدو مالى دهد (مهر يا مبلغى ديگر) تا وى را طلاق گويد و در اين طلاق شوى نمىتواند به زن رجوع كند.
مُبارات: نوع ديگر از طلاق است و آن اينكه زن و شوهر هر دو از يكديگر كراهت داشته باشند.
فرا: (پيشوند) فرا غالب بودن، چيره بودن.
عين: نقد.
دين: وعده.
مقايسهاى است ميان دو دسته از طالبان يا متعلمان. آن كه به حقيقت رسيد از بحث