شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٨٦ - لاابالى گفتن عاشق، ناصح و عاذل را از سر عشق
و از كشته شدن نمىهراسد تا پاى جان در خدمت معشوق خواهد ايستاد.) و در جمله اخير اشارت است به سخنان حسين منصور بر سر دار. (نگاه كنيد به: تذكرة الأولياء، ذيل احوال وى، و: تمهيدات عين القضاة) تكرار: رسم طالبان علم بود كه چون درسى را از استاد فرا مىگرفتند به تكرار مىپرداختند تا در ذهن جاى گيرد.
|
مرا در نظاميه ادرار بود |
شب و روز تلقين و تكرار بود |
|
(سعدى) و نيز تكرار ورد يا ذكر در خانقاهها.
آشوب و چرخ و زلزله: حركتهاى صوفيان در خانقاه هنگام سماع.
زيادات: بعض شارحان زيادات و سلسله را بر دو كتاب فقهى منطبق كردهاند. زيادات تأليف محمد بن حسن شيبانى (وفات ١٨٩ ه. ق) است و آن در فروع مذهب حنفى است. گويند از آن رو كتاب خود را زيادات ناميد كه چون خواست نزد ابو يوسف براى علم خواندن رود ابو يوسف گفت تخريج اين مسئلهها براى محمد دشوار است. چون سخن ابو يوسف به شيبانى رسيد بر هر مسئلهاى از آن چه فرا گرفته بود بابى افزود و آن را «زيادات» ناميد. وجه ديگر نيز گفتهاند. (نگاه كنيد به: كشف الظنون، ذيل همين عنوان) ليكن ظاهراً زيادات در اين بيت با سلسله و تسلسل مربوط است، نه با كتاب شيبانى. (نگاه كنيد به: ذيل كلمه بعد) سلسله: بعض شارحان آن را نام كتاب گرفتهاند. البته كتابهايى بدين نام در علمهاى مختلف نوشته شده است از جمله سلسله در آن چه احمد بن حنبل از شافعى روايت كرده است كه به نام سلسلة الذهب معروف است و بعضى رشته طريقتى درويشان معنى كردهاند، ليكن به قرينه «دور» كه در بيت بعد آمده است، از سلسله، «تسلسل» مقصود است. تسلسل رشته علتها و معلولهاست كه هر علت معلول علت سابق است و علت معلولِ لاحق. چنان كه مىدانيم فيلسوفان الهى سلسله موجودات را كه علت و معلولاند به علّتُ العلل منتهى مىكنند و گويند اين معلولها بدان علت مىرسد و او معلول نيست و اگر چنين نباشد تسلسل لازم آيد آن گاه براى بطلان تسلسل به نوعى كه در تناهى ابعاد استدلال كردهاند، گويند به موازات سلسله علت و معلول رشتهاى فرض مىكنيم كه يك