شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٣٥ - بيان اشارت سلام سوى دست راست در قيامت از هيبت محاسبه حق و از انبيا استعانت و شفاعت خواستن
بيانِ اشارت سلام سوى دست راست در قيامت از هيبت محاسبه حق [و] از انبيا استعانت و شفاعت خواستن
|
انبيا گويند روز چاره رفت |
چاره آن جا بود و دست افزار زفت |
|
|
مرغ بىهنگامى اى بد بخت رو |
تركِ ما گو خون ما اندر مشو |
|
|
رو بگرداند به سوى دست چپ |
در تبار و خويش، گويندش كه خَپ |
|
|
هين جواب خويش گو با كردگار |
ما كهايم اى خواجه دست از ما بدار |
|
|
نه از اين سو نه از آن سو چاره شد |
جان آن بىچاره دل صد پاره شد |
|
|
از همه نوميد شد مسكين كيا |
پس بر آرد هر دو دست اندر دعا |
|
|
كز همه نوميد گشتم اى خدا |
اول و آخر تويى و منتها |
|
|
در نماز اين خوش اشارتها ببين |
تا بدانى كين بخواهد شد يقين |
|
|
بچّه بيرون آر از بيضه نماز |
سر مزن چون مرغ، بىتعظيم و ساز |
|
ب ٢١٧٤- ٢١٦٦ قيامت: چنان كه در بيت ٢١٤٦ بيان فرمود، قيام در نماز همانند قيام در قيامت است و ذكرها از قرائت ركوع، سجود، و تشهد پاسخ از باز خواستهاست در محاسبه، و سلام داد خواست از رسول خداست و ديگر پيمبران و صالحان.
آن جا: اشارت به دنيا.
دست افزار زفت: كنايت از انجام فرمانهاى حضرت حق.
مرغ بىهنگام: نگاه كنيد به: شرح بيت ٩٤٣/ ١. (جاى عمل دنيا بود، اكنون زارى سودى ندارد.) اندر خون شدن: موجب كشته شدن يا مرگ كسى شدن. در اين بيت كنايت از خواستن چيزى است كه پذيرفته پيشگاه حق نيست و آن شفاعت كسانى است كه در دنيا طاعتى نداشتهاند. چنان كه در قرآن كريم است: فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ. (مدثر، ٤٨)