شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٩٣ - سؤال كردن بهلول آن درويش را
ج ٦٨، ص ١٣٨) سرهنگ: در اين بيت كنايت از مطلق مأمور و فرمانبردار است. (مرگ و زندگى چون دو مأمور اويند كه بر سر هر كس خواهد فرستندشان.) ناطق كامل: سالك به كمال معنوى رسيده، كه در افاضت هر يك را به اندازه استعداد او فيض رساند.
خوان پاش: در فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى، خوان پاش ضبط شده و به نقل از لطايف «خوانسالار» معنى شده، نيز آن كه غذا را از سفره بر گيرد و به مهمان دهد. احتمال مىرود «خوان باش» باشد (مركب از خوان+ باش رئيس خوانسالار). «خوان پاش» را مىتوان گسترده خوان معنى كرد، خوانى كه پر از الوان طعام است.
هفت تو بودن قرآن: اشارت است به حديث: «إنَّ لِلْقرآنِ ظهرا و بطنا لِبَطْنِهِ بطنا الى سبعَة ابْطُن.» (احاديث مثنوى، ص ٨٣) نيز روايتهايى از ائمه (ع) رسيده است كه قرآن را ظهر و بطنى است. از جمله آن كه: «إنَّ لِلْقُرآنِ ظاهراً وَ باطِناً وَ مُتَشابِهاً وَ مَنْسُوخاً.» (بحار الانوار، ج ٥، ص ٢٣١) و: «إنَّ الْقُرْآنَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ.» (اصول كافى، ج ١، ص ٣٧٤) و نيز:
«إنَّ لِلْقُرآن ظاهراً وَ باطناً.» (بحار الانوار، ج ٢٤، ص ٣٦١) و روايتهاى ديگر. اما اينكه بطن قرآن چيست؟ گفتهاند مقصود از ظاهر، لفظ است و از باطن تأويل. (تبيان، ج ١، ص ٩) و گفتهاند ظاهر آن مدلول لفظ است و باطن آن چه در آن موعظت بود. (همان كتاب، همان صفحه) و اما هفت بطن، در بيان آن نيز خلاف است كه چيست. در تفسير عياشى از حماد بن عثمان آمده است: «قلت لأبي عبد الله إنَّ الْأحادِيثَ تَخْتَلِفُ عَنْكُم قال فقال: إنَّ الْقُرْآنَ نَزل على سَبْعَة أحرف وَ أدْنَى ما لِلإمام أن يُفْتِىَ على سبعة وُجُوهٍ.» (تفسير عياشى، ج ١، ص ١٢) و در مسند احمد و ديگر كتابهاى حديث سنّت و جماعت است كه «ان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم قال نزل القرآن على سبعة احرف.» (مسند، ج ٥، ص ١٦) مطعم: جاى خوردن طعام. «إنَّ هذَا القُرآنَ مأدبة اللَّه فأقبلوا من مأدبته ما اسْتَطعتم.» (احاديث مثنوى، ص ٨٤) مجلسى از جامع الاخبار از رسول خدا ٦ آرد: «القرآن مأدبة اللَّه فتعلّموا مأدبته ما استطعتم.» (بحار الانوار، ج ٨٩، ص ١٩، و نيز بحار از تفسير امام حسن عسكرى (ع)،