شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٥٠ - حكايت آن درويش كه در كوه خلوت كرده بود و بيان حلاوت انقطاع و خلوت، و داخل شدن در اين منقبت كه أنا جليس من ذكرنى و أنيس من استأنس بي
حكايت آن درويش كه در كوه خلوت كرده بود و بيان حلاوت انقطاع و خلوت، و داخل شدن در اين منقبت كه أنَا جَليسُ مَن ذَكَرنى وَ أنيسُ مَنِ استَأنِسَ بي
|
گر با همهاى چو بىمنى بىهمهاى |
ور بىهمهاى چو با منى به همهاى |
|
|
بود درويشى به كُهسارى مقيم |
خلوت او را بود هم خواب و نديم |
|
|
چون ز خالق مىرسيد او را شُمول |
بود از أنفاسِ مرد و زن ملول |
|
|
همچنان كه سهل شد ما را حَضَر |
سهل شد هم قومِ ديگر را سفر |
|
|
آن چنان كه عاشقى بر سرورى |
عاشق است آن خواجه بر آهنگرى |
|
|
هر كسى را بهر كارى ساختند |
ميل آن را در دلش انداختند |
|
|
دست و پا بىميل جنبان كى شود |
خار و خس بىآب و بادى كى رود |
|
|
گر ببينى ميل خود سوى سَما |
پرّ دولت بر گُشا همچون هُما |
|
|
ور ببينى ميل خود سوى زمين |
نوحه مىكن هيچ منشين از حَنين |
|
|
عاقلان خود نوحهها پيشين كنند |
جاهلان آخر به سر بَر مىزنند |
|
|
ز ابتداى كار آخِر را ببين |
تا نباشى تو پشيمان يوم دين |
|
ب ١٦٢٢- ١٦١٣ آن درويش: مقصود از درويش ابو الخير تيناتى ملقب به اقطع است. قشيرى نويسد: «به اصل مغربى بود به تينات بود، و وى را كرامات بودى و فراستى نيز داشتى. و حال او بزرگ بود و وفات او اندر نَيّف و اربعين و ثلاثمائة بود.» (ترجمه رساله قشيريه، ص ٧٣- ٧٤) در اين رساله چند كرامت از او آمده است. (ص ٣٧٨، ٥٠٣، ٦٤٤) خواجه عبد اللّه انصارى نويسد: «از طبقه چهارم است و نام او حماد. غلام بود به تينات. تينات دهى است به ده فرسنگى مصر ...» (طبقات الصوفية، دكتر مولايى، ص ٤٧١) در اين كتاب كراماتى به او نسبت دادهاند كه برخى از آنها با آن چه قشيرى