شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٣٣ - بيان آن كه علم را دو پر است و گمان را يك پر است ناقص آمد ظن به پرواز ابتر است، مثال ظن و يقين در علم
بيان آن كه علم را دو پر است و گمان را يك پر است ناقص آمد ظنّ به پرواز ابتر است، مثال ظنّ و يقين در علم
|
علم را دو پَر گمان را يك پَر است |
ناقص آمد ظن به پرواز ابتر است |
|
|
مرغ يك پر زود افتد سر نگون |
باز بر پرّد دو گامى يا فزون |
|
|
افت خيزان مىرود مرغِ گُمان |
با يكى پَر بر اميدِ آشيان |
|
|
چون ز ظن وارَست علمش رو نمود |
شد دو پَر آن مرغِ يك پر، پر گشود |
|
|
بعد از آن يَمشِى سَوِيًّا مستقيم |
نه عَلَى وَجهِه مُكِبّاً أو سَقيم |
|
|
با دو پر بر مىپرد چون جبرئيل |
بىگمان و بىمگر بىقال و قيل |
|
|
گر همه عالم بگويندش توى |
بر ره يزدان و دين مُستوى |
|
|
او نگردد گرمتر از گفتشان |
جان طاقِ او نگردد جُفتشان |
|
|
ور همه گويند او را گمرهى |
كوه پندارى و تو برگِ كهى |
|
|
او نيفتد در گمان از طعنشان |
او نگردد دردمند از ظعنشان |
|
|
بلكه گر دريا و كوه آيد به گفت |
گويدش با گمرهى گشتى تو جفت |
|
|
هيچ يك ذرّه نيفتد در خيال |
يا به طعن طاعنان رنجور حال |
|
ب ١٥٢٠- ١٥٠٩ يَمشِى سَوِيًّا مُستَقيم: راست قامت مىرود بر راه راست.
عَلى وَجهِه مُكِبّاً أو سَقيم: بر روى خود نگون سار يا بيمار. هر دو فقره گرفته از قرآن كريم است: أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَ مَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ: آن كه نگون سار بر روى مىرود راه يافتهتر است يا آن كه راست قامت بر راه راست مىرود. (ملك، ٢٢) دين مستوى: دينِ درست، دين راست.
طاق: يگانه، منفرد، كه از همگان ممتاز است.