شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٢ - داستان مشغول شدن عاشقى به عشق نامه خواندن و مطالعه كردن عشق نامه در حضور معشوق خويش، و معشوق آن را ناپسند داشتن كه طلب الدليل عند حضور المدلول قبيح و الاشتغال بالعلم بعد الوصول إلى المعلوم مذموم
|
اين طلب همچون خروسى در صياح |
مىزند نعره كه مىآيد صباح |
|
|
گر چه آلت نيستت تو مىطلب |
نيست آلت حاجت اندر راه رب |
|
|
هر كه را بينى طلبكار اى پسر |
يار او شو پيش او انداز سر |
|
|
كز جوار طالبان طالب شوى |
وز ظلال غالبان غالب شوى |
|
|
گر يكى مورى سليمانى بجُست |
منگر اندر جُستن او سست سست |
|
|
هر چه دارى تو ز مال و پيشهاى |
نه طلب بود اوّل و انديشهاى |
|
ب ١٤٤٨- ١٤٢٨ لا احِبُّ الآفلين: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٥٥١/ ٢.
آب و آتش: كنايت از دستخوش تغيير حال بودن.
برج ماه: هر يك از برجها را طبيعتى است. برخى برجها گرمند چون حمل، جوزا، اسد ميزان، قوس، و دلو و برخى برجها سرد چون ثور، سرطان، سنبله، عقرب، جدى، و حوت. (التفهيم، ص ٣١٥)
|
نشاند از ديده باران سحابى |
كه طالع شد قمر از برج آبى |
|
(فرهنگ اصطلاحات نجومى، ص ٨١)
|
از همه كشته فلك دانه خوشه خورد و بس |
چون سوى برج خوشه رفت از سر برج آذرى |
|
(خاقانى) پس تغييراتى كه حادث شود در برجى است كه ماه در آن است و خاص آن برج است اما خود ماه را تغييرى نيست.
لَم يَلِد وَ لَم يُولَد: نزايد و زاده نشده است. (اخلاص، ٣) وقت مختلف: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٤٢٥/ ٣.
در همَّت نگريستن: كنايت از سعى و كوشش را در طلب، به نهايت رساندن چنان كه ديگرى را بر حق تعالى مقدم ندارد و هر چه خواهد از او خواهد.
|
خلاف طريقت بود كاوليا |
تمنا كنند از خدا جز خدا |
|
(شرح سبزوارى) صياح: بانگ.