شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٦٦ - جواب موسى فرعون را در تهديدى كه مىكردش
جواب موسى فرعون را در تهديدى كه مىكردش
|
گفت با امر حقم اشراك نيست |
گر بريزد خونم امرش باك نيست |
|
|
راضيَم من شاكرم من اى حريف |
اين طرف رسوا و پيش حق شريف |
|
|
پيش خلقان خوار و زار و ريشخند |
پيش حق محبوب و مطلوب و پسند |
|
|
از سخن مىگويم اين ور نه خدا |
از سيه رويان كند فردا تو را |
|
|
عزّت آنِ اوست و آنِ بندگانش |
ز آدم و ابليس برمىخوان نشانش |
|
|
شرح حق پايان ندارد همچو حق |
هين دهان بر بند و بر گردان ورق |
|
ب ١٠٨١- ١٠٧٦ اشراك: در لغت نامه بيتِ مورد بحث، شاهد «شرك آوردن به خدا» آمده است. هر چند وجهى دارد، ليكن به قرينه پيش و پس كلمه، شريك گشتن، انبازى كردن، مداخله نمودن مناسبتر مىنمايد.
پسند: پسنديده.
از سخن مىگويم: محتمل چند معنى است. كه هيچ كدام در كتابهاى لغت نيامده.
سازگارتر با جمله: از روى نصيحت، از روى خير خواهى. و معنى نزديكتر: براى آن كه حرفى زده باشم، براى آن كه پاسخ تو را بدهم.
عزت آن اوست: اشارت است به وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ. (منافقون، ٨) ز آدم و ابليس: ابليس تكبر كرد، از درگاه رانده شد. آدم توبه كرد، پذيرفته گرديد.
شرح حق: از حق، مقصود اوصاف بارى تعالى است. (او نامحدود است صفات او نيز.) ورق بر گرداندن: در لغت نامه «دگرگون كردن» معنى شده، و در اين بيت به قرينه بيت بعد، ورق به معنى حقيقت كار را نگريستن. ظاهر را رها كردن و به واقع انديشيدن است. موسى (ع) با اين سخنان اثر گفتههاى فرعون را از ذهن حاضران محو مىسازد و مىگويد تو اگر مرا خوار مىگيرى، پيش خدا عزيزم. آن چه با تو مىگويم از روى