شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥٧ - حكايت مارگير كه اژدهاى فسرده را مرده پنداشت در ريسمانهاش پيچيد و آورد به بغداد
را دارند.
زين سو: عالم طبيعت.
ز آن سو: عالم معنى و حقيقت.
چون از آن سوشان فرستد ...: چون از عالم معنى بدين عالم در آيد و به صورتى مصور شود.
لحن داودى: اشارت است به قرآن كريم وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ: و همانا داود را از سوى خود فضيلتى بخشيديم. اى كوه و پرندگان ذكر خدا گوييد با او. (سباء، ١٠) جوهر آهن: اشارت است به قرآن كريم أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ: و آهن را براى او نرم كرديم. (سباء، ١٠) باد حمّال سليمان: وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ: و براى سليمان باد را [مسخر كرديم] رفتن آن به بامداد يك ماه و شبانگاه آن يك ماه. (سباء، ١٢) (نيز نگاه كنيد به: سوره انبياء، آيه ٨١) بحر با موسى: اشارت است بدان چه در قرآن كريم است أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ: كه بزن به عصاى خود دريا را. (شعراء، ٦٣) ماه با احمد: اشارت است به معجزه رسول اكرم ٦ و شكافته شدن ماه به اشارت او اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ. وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ: نزديك شد قيامت و شكافته شد ماه و اگر نشانهاى را بينند روى بر گردانند و گويند جادويى مستمر است. (قمر، ١- ٢) مفسران آن را به معجزى از معجزههاى رسول ٦ تعبير كردهاند كه كافران قريش از او خواستند. رسول ٦ به ماه اشارت كرد و ماه به دو نيم شد.
نار و ابراهيم: نگاه كنيد به: شرح بيت ٥٤٧/ ١.
خاك قارون را ...: گرفته از قرآن كريم است فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ: پس او و خانه او را به زمين فرو برديم و گروهى را نداشت كه او را برابر خدا يارى كند و از پيروز شوندهها نبود. (قصص، ٨١) استُن حَنّانه: نگاه كنيد به: شرح بيت ٢١١٣/ ١.