شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٩ - وحى آمدن به مادر موسى كه موسى را در آب افكن
اعتماد: بايد آن را اعتِميد (مُمال) خواند.
رو سپيد: كنايت از رسيده به مقصود.
مكرها در ساق و پا پيچيدن: كنايت از رسيده به مقصود.
مكرها در ساق و پا پيچيدن: كنايت از گرفتار كردن. مايه زيان شدن.
كور چشم دور بين: در كار دنيا بينا و در كار خدا نابينا.
|
آن يكى بس دور بين و ديده كور |
از سليمان كور و ديده پاى مور |
|
٢٦٠٩/ ٣ مكر شاهان خوردن: بر آنان پيروز شدن. حيلههاشان را باطل كردن.
فرعون تر: كنايت از نيرومندتر. (اشارت است به عصاى موسى.) در كشيدن: به كام فرو بردن.
دست بالاى دست شدن: گرفته از قرآن كريم است: وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ. (يوسف، ٧٦) إلَيهِ المُنتَهى: گرفته از قرآن كريم است وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى: همانا به سوى پروردگار تو است پايان. (نجم، ٤٢) بىغور: كه ژرفاى آن معلوم نيست. و از «دريا» قدرت پروردگار مقصود است.
لا بودن: برابر قدرت حق نيست بودن.
سر نهادن بيان: كنايت از خاموش گشتن.
وَ اللَّهُ أعلم ...: و خدا به راستى و رستگارى داناتر است.
اژدرها: استعارت از نفس أمّاره.
|
نفست اژدرهاست او كى مرده است |
از غم و بىآلتى افسرده است |
|
١٠٥٣/ ٣ چه: استعارت از ناتوانى. آماده نبودن وسيلت طغيان.
آفسان: آفسانه، افسانه. سر گذشت. داستان كه خوشايند است.
|
بدان بدگزين بد بهانه منم |
سخن را نخست آفسانه منم |
|
(فردوسى، به نقل از لغت نامه) چنان كه در قرآن كريم است خدا بر دل مادر موسى افكند تا موسى را در تابوت نهاد و در آب انداخت. كسان فرعون او را بگرفتند و نزد او بردند. زن فرعون گفت او را