شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٧ - به وجود آمدن موسى و آمدن عوانان به خانه عمران و وحى آمدن به مادر موسى كه موسى را در آتش انداز
حيلت ساز معنى مىدهد و اگر صفت «كودك» گرفته شود معنى زيبا و جالب توجه مىدهد.
با خير: حضرت حق جلّ و علا.
خليل: لقب ابراهيم (ع).
ز اصل آن خليل است: از نژاد ابراهيم (ع) است و آتش او را زيان نمىرساند.
عصمت: نگه داشتن.
يا نار كونى: گرفته از قرآن كريم است: قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ: گفتيم اى آتش سرد و سلامت باش بر ابراهيم. (انبياء، ٦٩) لا تكون النار ...: با حكمى كه از حق تعالى به آتش رسيد كه سرد و سلامت باش، آتش سوزان و سركش نمىشود.
بىمراد: محروم، دست خالى.
واقف: آگاه.
دانگ چند: اندك پول.
غُرَف: جمع غرفه: بالا خانه، خانه كوچك.
موكَّلان بر در سراى عمران رسيدند. مادرش گفت چون فرعون او را بخواهد كشت، هيچ بهتر از آن نباشد كه او را در آتش اندازم. موسى (ع) را در لته پيچيد و در تنور انداخت و سر تنور بنهاد و چون موكّلان در آمدند هيچ اثرى نديدند باز گشتند. مادر موسى (ع) طپانچه بر روى خود زد كه اين چه بود كه كردم، فرزند خود را به دست خود در آتش انداختم. بارى استخوانش را از آتش بر آرم و با خود دارم تا تسلّى باشد. چون سر تنور بر گرفت موسى (ع) را ديد ميان آتش نشسته و سيبى در دست اوست. (قصص الانبياء جويرى، ص ٩٠) عوانان هر چه جست و جو كردند از كودك اثرى نيافتند. نزد فرعون باز گشتند، اما جاسوسان كه از زادن موسى (ع) آگاه بودند براى آن كه از فرعون صلتى يابند سخن آنان را نپذيرفتند.