شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٦ - به وجود آمدن موسى و آمدن عوانان به خانه عمران و وحى آمدن به مادر موسى كه موسى را در آتش انداز
به وجود آمدن موسى و آمدن عَوانان به خانه عمران و وحى آمدن به مادر موسى كه موسى را در آتش انداز
|
خود زنِ عمران كه موسى برده بود |
دامن اندر چيد از آن آشوب و دود |
|
|
آن زنانِ قابله در خانهها |
بهرِ جاسوسى فرستاد آن دغا |
|
|
غَمز كردنش كه اينجا كودكى است |
نآمد او ميدان كه در وهم و شكى است |
|
|
اندر اين كوچه يكى زيبا زنى است |
كودكى دارد و ليكن پُر فنى است |
|
|
پس عوانان آمدند او طفل را |
در تنور انداخت از أمر خدا |
|
|
وحى آمد سوى زن ز آن با خبر |
كه ز اصل آن خليل است اين پسر |
|
|
عصمت يا نارُ كُونِى بارِدا |
لا تَكونُ النّارُ حَرّاً شارِداً |
|
|
زن به وحى انداخت او را در شرر |
بر تن موسى نكرد آتش اثر |
|
|
پس عوانان بىمراد آن سو شدند |
باز غمّازان كز آن واقف بدند |
|
|
با عوانان ماجرا برداشتند |
پيش فرعون از براى دانگِ چند |
|
|
كاى عوانان باز گرديد آن طرف |
نيك نيكو بنگريد اندر غُرَف |
|
ب ٩٥٨- ٩٤٨ موسى برده بود: موسى (ع) را با خود داشت، نيكلسون «بردن» را «در شكم داشتن» (در مدت حمل) معنى كرده، ولى خلاف ظاهر است.
دامن در چيدن: كنايت از كناره گرفتن.
غمز كردن: سعايت كردن، سخن چينى كردن.
|
مرا غمز كردند كان پر سخن |
به مهر نبى و على شد كهن |
|
(فردوسى، به نقل از چهار مقاله، ص ١٠١) نآمد: بظاهر فاعلِ فعل كودك است، ولى پيداست كه مقصود «مادر طفل» است.
پر فن: مىتوان صفت مادر و طفل هر دو گرفت. اگر صفت «مادر» گرفته شود، زيرك و