شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١٤ - چرب كردن مرد لافى لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بيرون آمدن ميان حريفان كه من چنين خوردهام و چنان
منعَمان: نعمت دادگان، مالداران.
نويد: در لغت نامه (به نقل از مرحوم دهخدا) اين بيت شاهد «مجلس» و «محفل» آمده است ولى شاهد ديگر مؤيد اين معنى ديده نشد. مىتوان به معنى رايج آن «خوش خبرى»، «بشارت و مژده» گرفته شود.
رمز: اشارت. (دست بر سبيل خود مىنهاد كه اين نشان لوت چرب است.) بىطَنين: خاموش، بىآواز، بىسر و صدا.
أبادَ اللَّهُ كَيدَ الكاذِبين: خدا مكر دروغگويان را تباه كند.
بر آتش بر نهادن: آزار دادن، گرسنه نگه داشتن.
او: مىتوان اشارت به شكم نيز، عيب و كژ باختن باشد.
يَنفَعَنَّ الصَّادِقينَ: گرفته از قرآن كريم است هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ: اين روزى است كه راستگويان را راست گفتن شان سود دهد. (مائده، ١١٩) گفت اندر كژ مخسب اى محتلم: ظاهراً اشارت است به حديث «لا يَنامُ الرَّجُلُ عَلى وَجهِهِ وَ مَن رَأيتُمُوهُ نائماً عَلَى وَجهِهِ فَأنبِهُوه: مرد بر رو نخوابد و كسى را كه ديديد بر رو خوابيده آگاهش سازيد.» (سفينة البحار، ج ٢، ص ٦٢٥) و حديثى كه در مسند احمد (ج ٤، ص ٢٩٢) ديده مىشود «إِذا أوَيتَ الَى فِراشِك فَتَوضَّأ وَ نَم عَلى شِقِّكَ الأيمَن: چون به سوى رختخواب روى وضو گير و بر جانب راست بخواب.» از اين روايتها و مانند آن آشكار است كه به رو خوابيدن مكروه است. بنا بر اين، محتمل است مقصود از «اندر كژ خسپيدن» به رو خوابيدن باشد. اما اگر درست عبارت «كهف اندر» باشد مىتوان گفت اشارت است به بيتهاى:
|
اوليا اصحابِ كهفند اى عنود |
در قيام و در تقلُّب «هم رُقود» |
|
|
مىكشدشان بىتكلّف در فعال |
بىخبر ذاتَ اليَمين ذاتَ الشّمال |
|
|
چيست آن ذات اليمين فعل حسن |
چيست آن ذات الشّمال اشغال تن |
|
٣١٨٩- ٣١٨٧/ ١ و معنى آن اين است كه در محضر اوليا راستگو باش و با آنان كژ بازى مكن. (نگاه كنيد به: شرح بيت ٣١٨٩- ٣١٨٧/ ١) مُحتَلِم: خواب رفته، خوابيده. كه محتلم گردد در خواب.