آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٦٤١ - ٣ - نيت دست يافتن به كسب نامشروع
براى اينكه اين فقه را كه مورد تهاجم شديد قرار گرفته، انصاف دهيم، اوّلا توجّه داريم كه وى شرعى محض بررسى مىكند. و واقعيّت آن است كه ابن حزم در اعتراضات شديد خود تا حدّ متّهم كردن مذهب حنفى به رغبت در مجاز دانستن حيلهگرى عمدى در شرع، پيش نرفته است. بنابراين؛ آنچه را كه بر ايشان ايراد مىگيرد، اين است كه ايشان برخى از روىدادهاى بزهكارى را بدون كيفر گذاشتهاند، درحالىكه برخى از شرايط كيفر وجود ندارد، و امّا اينكه اين ردّ و ايراد بهطور طبيعى پيش آمده و يا صناعى و ساختگى است، چيزى است كه هيچ دليل روشنى نداريم، و حال اينكه علماى حنفى نخواستهاند از وى (ابن حزم) بازجويى كنند. چهبسا كه اين نقطه ضعف آنهاست.
جز اينكه اين مدارا در موارد مربوط به تطبيق كيفرها در حالات مشتبه، با اين همه، به سهولت از خلال خود شريعت اسلامى روشن مىگردد.
آيا پيامبر ٦ از بين رفتن حقّ مقدّس هركسى را در شرايط امن- جز به سبب صحيح- حرام نفرموده است؟ ... از جمله فرموده پيامبر ٦ در روايت ابن عبّاس چنين است: «همانا خون، مال و ناموستان بر شما حرام است.»[١]. و اگر اين مذهب حنفى را درك ناهنجار اسلامى
[١] - ر ك: صحيح بخارى: ١/ ٣٧، حديث ٦٧ و ص ٥٢، حديث ١٠٥ و ٢/ ٦١٩، حديث ١٦٥٢، و ص: ٦٢٠، حديث ١٦٥٤ و: ٤/ ١٥٩٨، حديث ٤١٤١؛ المهذّب: ٢/ ٤٥٥؛ منتهى المطلب: ٢/ ٧١٣؛ صحيح ابن حبّان: ٤/ ٣١١ و ٩/ ٢٥٦؛ المستدرك-- على الصّحيحين: ١/ ٦٤٧، حديث ١٧٤٢؛ كافى: ٧/ ٢٧٣، حديث ١٢؛ سنن ترمذى: ٤/ ٤٦١، حديث ٢١٥٩: ٥/ ٢٧٣، حديث ٣٠٨٧؛ سنن دارمى: ٢/ ٦٩؛ مجمع الزّوائد: ١/ ١٣٩؛ مصباح الزّجاجه: ٤/ ١٦٣؛ تذكرة الفقهاء: ٢/ ٧٧؛ سنن كبراى بيهقى:
٥/ ٨؛ سنن ابى داود: ٢/ ١٨٥؛ وسائل الشّيعه: ١٩/ ٣، حديث ٣.