آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٣٤٢ - زشتى و قبح رذيلت
اينكه در نزد خدا دروغگو محسوب مىشود.»،[١]، و خداى سبحان مىگويد: «إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ.»[٢]، و قرآن كريم از اين مرحله جلوتر مىرود، و به اين مقدار بسنده نمىكند كه ما را مطّلع سازد، از اينكه دروغ بالاترين فساد است، بلكه براى ما بازگو مىكند كه دروغ صفت ضدّ ايمان است، از آن جهت كه با ايمان اخلاقى ناسازگار است. رسول خدا ٦ بنا به حديثى كه ابو هريره نقل كرده، مىفرمايد: «زناكار در وقتى كه زنا مىكند، در آن حال مؤمن نيست و مىگسار در هنگام مىگسارى، ايمان ندارد و دزد درحالىكه دزدى مىكند، ايمان از او سلب شده ديگر مؤمن نيست.»[٣]
به اين ترتيب رسول اكرم ٦ اين ناسازگارى با ايمان را به همه گناهان كبيره و محرّمات اصلى- و دستكم- در لحظه ارتكاب آنها، گسترش مىدهد، بنابراين؛ در آن لحظه پيامبر ٦ بهطور مؤكّد مىفرمايد كه ايمان از اعماق قلب گنهكار بيرون مىرود و در نزد تبهكار و فاسق چيزى جز يك انديشه مبهم و ابرگونهاى نمىماند، گويى كه بالاى سرش سايهاى قرار دارد: «وقتى كه شخص مرتكب زنا مىشود، ايمان از قلب او بيرون مىرود و روى سرش چون سايهاى مىگردد، و چون پليدى از او دور گردد، دوباره ايمان بازمىگردد.»[٤]. امّا انگيزه و دليلى ندارد كه ما از نصوص و روايات بيشترى در اين مورد نقل كنيم كه آنها ما را بسى دورتر مىبرند و ما بايد به
[١] - ر ك: صحيح بخارى: ٥/ ٣٢٦١، حديث ٥٧٤٣؛ كافى: ٢/ ١٠٥، حديث ٩؛ صحيح مسلم: ٤/ ٢٠١٤، حديث ٢٦٠٧؛ صحيح ابن حبّان: ١/ ٥٠٨؛ حديث ٢٧٣، تحف العقول: ١٤؛ المستدرك على الصّحيحين: ١/ ٢١٧، حديث ٤٤٠؛ سنن دارمى: ٢/ ٣٨٨، حديث ٢٧١٥؛ مسند احمد: ١/ ٤٣٠، حديث ٤٠٩٥؛ وسائل الشيعه: ١٢/ ١٦٢؛ مسند ابو يعلى: ٩/ ٧١، حديث ٥١٣٨؛ صفوة الصّفوة: ١/ ٤١٠؛ بحار الأنوار: ٦٨/ ٧، حديث ٨.
[٢] - نحل( ١٦) آيه ١٠٥: تنها كسانى كه( به مردان حق) دروغ مىبندند كه ايمان به آيات الهى ندارند.
[٣] - ر ك: صحيح بخارى ٢/ ٨٧٥، حديث ٢٣٤٣ و ٥/ ٢١٢٠، حديث ٥٢٥٦ و ٦/ ٢٤٨٧، حديث ٦٣٩٠ و ص ٢٤٨٩، حديث ٦٤٠٠ و ص ٢٤٩٧؛ حديث ٦٤٢٤، خصال شيخ صدوق، ص ٦٠٨؛ مجمع الزّوائد: ١/ ١٠٠، صحيح ابن حبّان: ١/ ٤١٤، حديث ١٨٦؛ سنن ترمذى: ٥/ ١٥، حديث ٢٦٢٥؛ تحف العقول: ص ٢٤١؛ سنن دارمى: ٢/ ١٥٦، حديث ٢١٠٦؛ سنن ابى داوود:
٤/ ٢٢١، حديث ٤٦٨٩؛ سنن كبرا: ٣/ ٣٢٧، حديث ٥١٦٩؛ تهذيب الأحكام: ٦/ ٣٧١؛ المعجم الأوسط: ١/ ١٧٥، حديث ٥٣٤؛ مسند احمد: ٢/ ٢٤٣، حديث ٧٣١٦؛ صحيح مسلم: ١/ ٧٦، حديث ٥٧؛ وسائل الشّيعه: ١٧/ ١٦٩.
[٤] - ر ك: سنن ترمذى: ٥/ ١٥، حديث ٢٦٢٥، اين حديث را ابن ربيع شيبانى در كتاب التّيسير بخش ملحقات، باب اوّل نقل كرده است؛ كشف الخفاء: ١/ ٩٥، حديث ٢٤٣؛ الفردوس بمأثور الخطاب: ١/ ٢٩٣، حديث ١١٥٢؛ تحفه احوذى: ٧/ ٣١٥؛ فيض القدير: ١/ ٣٦٧.