آيين اخلاق در قرآن (ترجمه دستور الأخلاق فى القرآن) - دراز، محمد بن عبد الله؛ مترجم محمد رضا عطائي - الصفحة ٨٦ - فصل اول تعهد
زيادى خيلى بيشتر از اين وجود دارد، چه، فضيلت طبيعتا عاملى مؤثر و محرّك است كه ما را به عمل وادار مىكند تا واقعيّت ملموسى از آن را دريابيم، درحالىكه چنين وضعى را براى احساس زيبايى درنمىيابيم، زيرا چنانچه زيبايى را با سادهترين شكلش در نظر بگيريم، هيچ ارتباطى با عمل ندارد، بخصوص موقعى كه موضوع زيبايى هيچ رابطهاى با اراده و خواست ما نداشته باشد.
بر اين اساس شگفتى نسبت به قدرت الهى و يا شكوه گنبد آسمان به ما توان آن را نمىبخشد كه نظير آنها را بيافرينيم. نظير همين، حالتى است كه براى هنرمند اتّفاق مىافتد، موقعى كه انديشه كارى را در ذهن مىپرورد كه امكان محقّق ساختن آن را دارد؛ امّا اين انديشه او را به هيچ وجه مجبور نمىكند كه آن عمل را انجام دهد، هرچند او را به آرامى فرامىخواند كه هرگاه بخواهد آن را انجام دهد، و در هر فرصتى كه به دستش آمد، بدان اقدام كند. اگر چنين تفكّرى براى بعضى افراد تعهّدآور و الزامبخش باشد، براى افراد ديگر در حدّ ضرورت، الزامآور نخواهد بود. اين نوع تفكر در هرحال، بيانگر احساسات است، بىآنكه با آن، برخورد داشته باشد.
علاوه بر اين، هر كموكاستى كه در كارى هنرى باشد گاهى با حواس برخورد دارد، ولى در وجدان اثر نامطلوب نمىگذارد و گفته نمىشود: كسى كه مرتكب اين نقص فنى شده، كارى غير اخلاقى انجام داده است.
امّا خير اخلاقى- برعكس زيبايى- از اين امتياز سلطه و قدرت آمرانه در برابر همگان و از آن الزام و ضرورتى كه هركسى در خود احساس مىكند، برخوردار است تا بدانحدّ كه شخص، در گروه درك و فهم خود مىباشد و بايد آن خير اخلاقى را انجام دهد؛ اين همان ضرورت و الزامى است كه از نافرمانى عملى، چهرهاى زشت و ناهنجار مىسازد.
به زودى خواهيم ديد كه قرآن به چه شكلى اين ضرورت را به نام «امر»
)fitar? epmI(
و «كتابت») noitpircserP (و «فريضه») rioveD (به كار مىبرد.[١]
اكنون كه با مبدأ و ريشه الزام و تعهّد آشنا شديم و به اين صورت آن را مطرح نموديم، لازم است هرچه بيشتر در شناخت واقعيّت تعهّد و كسانى كه در راه شناخت منابع آن تحقيق كردهاند
[١] - ر ك: همين فصل، قسمت دوم.